مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٢ - سؤال از لِم
اینکه کسانی آمدهاند به حساب خودشان گفتهاند ما فلسفه هگل را که روی سرش بود روی پایش آوردیم، هسته هایش را گرفتیم و پوسته هایش را رها کردیم؛ برعکس، اینها فقط به پوسته پوسته هایش چسبیدهاند که اگر این حرفها درست باشد، بر اساس آن اغلاطی است که در فلسفه هگل است. مسأله استنتاج حرکت از تضاد، بر اساس این است که جهان باید بر مبنای دلیل تفسیر شود نه بر مبنای علیت، که خود این مبنا غلط است و بر مبنای دلیل هم بگوییم، طرز استنتاج آقای هگل غلط است ولی به هر حال بر این اساس است. آنهایی که این حرف هگل را قبول ندارند که ذهن و عین یکی است، ذهن یعنی عین و عین یعنی ذهن، نمیتوانند جهان را بر اساس استنتاج [تفسیر] نمایند. شما که میگویید همه حرفهای هگل ذهنی محض است، دیگر نمیتوانید جهان را اینطور تفسیر کنید. وقتی نمیتوانند جهان را این گونه تفسیر کنند نمیتوانند از حرفهای هگل این مقدار را هم بگیرند [١].
[١].- آنها هم یک جور دیگر میگویند؛ میگویند فقط عین است؛ آنچه که شما در ذهن خودتان فکر میکنید، آن هم عین است.