مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٠ - ادوات استفهام
ادوات استفهام
سؤال از چیستی، لغتش در زبان عربی «ما» ی استفهام و در فارسی «چه» و «چی» است. وقتی که سؤال از هستی یک شیء میکنیم لغت دیگری به کار میبریم؛ در زبان فارسی «آیا» به کار میبریم و در زبان عربی «هل» و چند لفظ دیگر که کار هل را میکنند مثل «أَ» (همزه استفهام). مثل «هل هو موجود؟» آیا او هست؟ این سؤال دوم را دیگر با «ما» طرح نمیکنیم، با «هل» طرح میکنیم. سؤال سوم را که بعد از دانستن هستی شیء، از حالاتش میکنیم، باز با «هل» و «آیا» طرح میکنیم: آیا او گوشتخوار است یا دانه خوار؟.
سؤال دیگری که برای ما مطرح میشود سؤال از «چرا» است. بعد از اینکه برای ما گفتند فلان حیوان موجود است، یا فلان چیز موجود است، در اینجا سؤال دیگری برای ما پیدا میشود و آن این است که «چرا؟» یعنی مجهول دیگری را با این سؤال میخواهیم حل کنیم (بعداً خواهیم گفت که «آیا» و «چرا» نیز بر دو قسم هستند).
همچنین سؤالات دیگری مطرح میشود، مانند سؤال از «چگونگی». این هم سؤالی است درباره اشیاء که ذهن آن شیء را از زاویه دیگر مورد مطالعه قرار میدهد و چیز دیگری از آن شیء را میخواهد کشف کند. سؤال از کیفیت است.
وقتی از چگونگی شیئی سؤال میکنیم یعنی از کیفیت خاص آن میپرسیم، کیفیت اشیاء چیزی است غیر از چیستی و هستی و چرایی اشیاء. لفظ و لغت [پرسش] فرق میکند؛ واقعاً هم برای ذهن سؤالی که به صورت چگونگی مطرح میشود غیر از سؤالی است که به صورتهای دیگر طرح شده است [١].
[١].- آیا سؤالها در مورد شیء واحد است؟.
استاد: بله.
- از جنبه واحد؟.
استاد: البته از جنبه واحد که نمیشود. عرض کردیم که این علامتِ جنبههای متعدد است.
گفتیم لغات متعدد علامت سؤالات متعدد، سؤالها علامت مجهولات متعدد، آنها علامت معلومات متعدد و آنها علامت جنبههای متعدد اشیاء هستند.