مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٣ - ملاک در سبق زمانی
ملاک در سبق زمانی
در میان اقسام تقدم و تأخر آن که حسابش از همه مشکلتر است همان است که تقدم و تأخر در آن از همه واضحتر و بدیهیتر است و آن مسأله زمان است، که اصل وجود تقدم و تأخر در آنجا روشنتر از همه جاست ولی حساب کردن و تحلیل اینکه این تقدم و تأخر چیست تا اندازهای مشکلتر و دشوارتر است.
در زمان، تصور تقدم و تأخر از تصور تقدم و تأخر در همه اقسام دیگر آسانتر و روشنتر است. در تقدم و تأخرهای دیگر انسان باید خیلی فیلسوف بشود تا مثلًا بتواند برای علت ناقصه تقدم وجودی بر معلول قائل شود و برای علت تامه علاوه بر تقدم وجودی تقدم وجوبی قائل شود. ولی در باب زمان، تقدم و تأخر امری است واضح و روشن و برای هر کسی قابل درک است، گو اینکه محسوس نیست (و البته بهطور قطع محسوس نیست) ولی شبه محسوس است، یعنی از نظر وضوح و بداهت شبیه محسوسات است.
اولًا خود زمان محسوس نیست. زمان از واضح ترین موجوداتی است که انسانها به وجود آنها اذعان دارند. فقط یک عده فیلسوفان وجودش را انکار کردهاند.
فیلسوفانی که وقتی با همین امر بسیار واضح روبرو شدهاند نتوانستهاند وجودش را درست تحلیل کنند و آن را انکار کردهاند و گفتهاند این یک امر ذهنی است، و الّا ما با چه حسی زمان را درک میکنیم؟ آیا زمان از قبیل مبصرات نظیر رنگ و شکل است که محسوس به چشم باشد؟ آیا از قبیل آواز است؟ آیا از قبیل ملموسات نظیر حرارت و برودت است؟ معلوم است که به هیچیک از این انحاء، زمان درک نمیشود ولی این قدر میدانیم که ما زمان را درک میکنیم. به درستی نمیدانیم که زمان را با چه حسی درک میکنیم، ولی زمان را درک میکنیم [١].
[١].- ما زمان را درک میکنیم یا آثارش را؟.
استاد: آثارش چیست؟.
- مثلًا ما میبینیم یک شیء قبل است، یک شیء بعدش است ...
استاد: میدانم؛ اصلًا خود قبلیت و بعدیت عین زمان است نه اینکه وجودی مستقل از زمان باشد؛ یک حقیقتی در عالم وجود دارد که قبلیت و بعدیت عین ذات آن است و آن زمان است. نمیشود که زمان یک چیزی باشد و قبلیت و بعدیت چیز دیگری باشد. اصلًا شما خود قبلیت و بعدیت را چگونه درک میکنید؟ بالاخره شما قبلیت و بعدیت یعنی تقدم و تأخر را درک میکنید. اما تقدم و تأخر یک امر محسوس نیست [بلکه] شما آن ذات متقدم و ذات متأخر را درک میکنید. این شخص از در وارد میشود او را میبینید، بعد شخص دیگری وارد میشود او را هم میبینید، اما آیا قبل بودن این و بعد بودن آن را هم میبینید؟ نه. ما خود ذات «قبل» ها و ذات «بعد» ها یعنی اشیائی را که متصف به صفت «قبل» و صفت «بعد» میشوند میبینیم، آنگاه خیال میکنیم قبلیتشان را هم داریم میبینیم، بعدیتشان را هم داریم میبینیم.
- یعنی همان اشتباهی که هیوم کرده است.
استاد: البته هیوم اشتباه نکرده است؛ بعد از هیوم اشتباه کردهاند، والّا خود هیوم اغلب اینها را متوجه شده است که محسوس نیست ولهذا گفته است که باید اینها را دور بیندازیم. منتها بعد که دور انداخته است دیده است که اساساً علمی ندارد، دیگر علم برایش باقی نماند؛ یعنی با این مادههای خام محسوسات هیچ چیزی نمیشود درست کرد. اگر ما باشیم و همین مادههای خام حسی، همان گونه که حیوان فاقد علم است انسان هم فاقد علم خواهد بود.
- پس بالاخره ما از کجا زمان را میفهمیم؟.
استاد: بالاخره هرچه هست وجودش را درک میکنیم.
- شاید واقعاً موهوم باشد.
استاد: حالا ببینیم؛ عرض میکنم.