اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٤ - ٤- راه حلّ مرحوم بروجردى
ثالثاً: در ارتباط با وضع در حروف، نزاعى بين مشهور و مرحوم آخوند وجود داشت. مشهور معتقد بودند: در باب حروف، «وضع عام و موضوع له خاص» است.
يعنى واضع وقتى مىخواست كلمه «مِنْ» را وضع كند، كلّى ابتدا را تصور كرد ولى كلمه «من» را براى مصاديق ابتدا وضع كرد. پس «مِنْ» داراى موضوعلههاى متعدّدى است. [١] ولى مرحوم آخوند عقيده داشت: حروف- همانند اسماء- داراى «وضع عام و موضوع له عام» مىباشند و فرق بين حروف و اسماء به حسب موارد استعمال است. [٢] ما در آنجا پس از بحث و بررسى، نظريه مشهور را پذيرفتيم. سپس با توجه به اين كه هيئات مانند حروف هستند ما نتيجه گرفتيم كه موضوع له هيئات نيز خاص است. در اين صورت بايد همانطور كه موضوع له هيئت «افعل» خاص است موضوع له هيئت «لا تفعل» هم خاصّ باشد و از اين جهت فرقى بين اين دو وجود نداشته باشد. معنا ندارد كه ما هيئت «افعل» را همانند حروف به حساب آوريم ولى هيئت «لا تفعل» را همانند اسماء بدانيم. حتى بنا بر مبناى مرحوم آخوند- كه حروف را داراى وضع عام و موضوع له عام مىداند- هم نمىتوان فرقى بين هيئت افعل و هيئت لا تفعل قائل شد. در نتيجه راه حلّ مرحوم اصفهانى نيز نمىتواند مورد قبول باشد.
٤- راه حلّ مرحوم بروجردى
راه حلّ ايشان با حفظ دو مقدّمه است كه ما در ارتباط با مفاد هيئت افعل و مفاد هيئت لا تفعل مطرح كرديم: مقدّمه اوّل: هم اوامر و هم نواهى، به «وجود طبيعت» تعلّق گرفتهاند و در نواهى
[١]- نهاية الأفكار، ج ١، ص ٥٣، عناية الاصول، ج ١، ص ٢١
[٢]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٣