اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣ - كلام مرحوم محقّق اصفهانى
امّا فلاسفه به دو علّت اين تعبير را مطرح كردهاند: اوّلًا: آنان در فلسفه ثابت كردهاند كه «العدم ليس بشيء». در اين صورت چگونه مىتواند مؤثر در ناحيه علت و متأثر در ناحيه معلول باشد؟ لذا چون در فلسفه اين مسئله را روشن كردهاند، اطمينان دارند كه اين گونه تعبيرات، اغراء به جهل نيست و نمىتواند مسائل بديهى آنان را خدشهدار كند. و الّا واضح است كه نمىتوان از طرفى قائل به اصالة الوجود شد و از طرفى «عدم العلة علّة لعدم المعلول» را مطرح كرد و علت را هم به معناى واقعى تأثير و تأثير در نظر گرفت. ثانياً: اين عبارت، تأكيد عبارت اوّل است. فلاسفه مىخواهند بگويند: «وجود علّت، آنقدر ارتباط با معلول دارد كه اگر علّت نباشد، معلول هم نيست». نه اين كه نبودن علت، تأثير كند در نبودن معلول. نتيجه اين كه قضيّه حمليهاى كه موضوع آن يك امر عدمى و محمولش امرى وجودى باشد، نمىتواند قضيه صادقى باشد. خواه محمول آن «مقدّمة» باشد- كه قائل به مقدّميّت معتقد است- يا «متّحد في الرتبة» باشد كه مرحوم قوچانى عقيده داشت. [١]
كلام مرحوم محقّق اصفهانى:
ايشان ابتدا مقدماتى را مطرح مىكنند كه هرچند ربطى به بحث ما ندارد ولى فىنفسه مطالب مفيدى است. مىفرمايد: تقدّم بر دو قسم است: عِلِّى و طبعى. در تقدم طبعى، آنچه در آن تقدّم وجود دارد، عبارت از نفس وجود است. خود وجود متقدّم، تقدّم بر متأخّر دارد. امّا در تقدّم عِلِّى، آنچه در آن تقدّم وجود دارد، نفس وجود نيست بلكه صفت
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ٢، ص ١١ و ١٢، و معتمد الاصول، ج ١، ص ١١٧- ١١٨ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٢٩٤- ٢٩٧