اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٥ - مقدمه يكى از اركان استصحاب اين است كه در باب استصحاب بايد قضيه متيقنه و قضيه مشكوكه از جهت موضوع و محمول متّحد بوده
بتواند دايره تقييد را به تمام موارد طبيعت سرايت دهد. لذا آن را كنار گذاشته و خود دليل «أقيموا الصلاة» مطرح مىشود و «أقيموا الصلاة» هم امر به موقّت نيست. در نتيجه امر به موقّت دلالت به وجوب اتيان واجب در خارج از وقت ندارد، همانطور كه مفهوم هم ندارد كه بگويد: «اتيان واجب در خارج از وقت، واجب نيست». آيا از طريق استصحاب مىتوان وجوب اتيان در خارج از وقت را اثبات كرد؟ [١] اكنون كه دليل امر به موقّت نتوانست وجوب اتيان واجب در خارج از وقت را ثابت كند آيا مىتوانيم به سراغ استصحاب رفته و- مثلًا- بگوييم: «قبل از غروب شمس، نماز ظهر و عصر واجب بود، اكنون كه غروب شمس تحقّق پيدا كرد و نماز ظهر و عصر در وقت خودش اتيان نشد، در بقاء و عدم بقاى وجوب براى نماز ظهر و عصر شك مىكنيم پس حالت سابقه يقينيه را استصحاب مىكنيم»؟ براى پاسخ به اين سؤال ابتدا مقدمهاى مطرح مىكنيم:
مقدمه: يكى از اركان استصحاب اين است كه در باب استصحاب بايد قضيه متيقنه و قضيه مشكوكه از جهت موضوع و محمول متّحد بوده
و اختلاف آنها فقط از ناحيه زمان باشد، زيرا دليل اساسى در باب استصحاب، روايات صحيح و معتبر «لا تنقض اليقين بالشك» است. در ارتباط با اين روايات، آنچه فعلًا به بحث ما مربوط مىشود، وجود كلمه «يقين» و كلمه «شك» است. يقين و شك بايد به يك امر تصديقى- يعنى قضيه- تعلق بگيرد و امر تصورى- موضوع تنها يا محمول تنها- نمىتواند متعلق يقين يا شك قرار گيرد. حتى در جايى كه يقين به وجود زيد پيدا كنيم، متيقّن ما عنوان قضيه دارد، يعنى گفته مىشود: «أيقنت بأنّ زيداً موجود». در مورد شك هم همينطور است. لذا در باب استصحاب- چه در مورد احكام و چه در مورد موضوعات- همواره دو قضيه مطرح است. و چون در روايت از عنوان «نقض» استفاده شده، مىفهميم كه اين دو قضيه بايد- از جهت موضوع و محمول- وحدت داشته و
[١]- يادآورى: بحث ما در اينجا كلّى و در ارتباط با ادلّه عامّه است و اين كه در موارد خاصّى- مثل صلاة و صوم- دليلى بر وجوب قضاء قائم شده، از محل بحث ما خارج است.