اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٦ - احتمال چهارم مرحوم نائينى معتقد است كه مكلّف در واجب كفائى، «صِرف الوجودِ مكلّف» است
المسلم» فرق است. مكلّف در «أقيموا الصلاة»، وجود سارى مكلّف (/ همه مكلّفين) مىباشد ولى در «ادفنوا الميت المسلم»، صرف الوجود مكلّف است كه هم با يك وجود سازگار است، هم با ده وجود و هم با همه وجودات طبيعت.
احتمال پنجم: [١] فرق بين واجب عينى و واجب كفائى در ارتباط با مكلّف به است،
به اين گونه كه در واجب كفائى، قيد مباشرت دخالت ندارد ولى در واجب عينى دخالت دارد. مثلًا «أقيموا الصلاة» كه واجب عينى را مطرح مىكند مىگويد: «بر همه شما مكلّفين لازم است كه مباشرتاً نماز يوميّه را اتيان كنيد». امّا در «ادفنوا الميت المسلم»، كه واجب كفائى را مطرح مىكند، قيد مباشرت دخالتى در مأمور به ندارد، هرچند مكلّف در مورد دفن ميت، همه افراد مكلّفين مىباشند. مؤيد ى كه براى اين احتمال مطرح شده اين است كه بسيارى از بزرگان معتقدند اگر اصل وجوب چيزى محرز باشد ولى عينى و كفائى بودن آن مردّد باشد، آن را بايد حمل بر واجب كفائى كرد. قائلين به احتمال پنجم مىگويند: اين حرفى كه بزرگان مطرح كردهاند، هيچ وجهى ندارد جز اين كه در واجب عينى قيد مباشرت مدخليت دارد، امّا در واجب كفائى مدخليّت ندارد. و شك در عينيت و كفائيت، گويا به شك در وجود قيد مباشرت و عدم وجود آن برگشت مىكند. و روشن است كه مقتضاى اصالة الاطلاق در اينجا حمل بر «وجوب كفائى» است، چون واجب كفائى بدون قيد مباشرت و واجب عينى همراه با قيد مباشرت است. البته اين حرف در مباحث گذشته مورد اشكال مرحوم آخوند واقع شد و ايشان
[١]- فرق اين احتمال با احتمالات چهارگانه قبلى اين است كه احتمالات چهارگانه قبلى، فرق بين واجب عينى و كفائى را در ارتباط با مكلّف مىدانستند ولى بنابراين احتمال فرق از ناحيه مكلّف به است.