اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٢ - نظريه اول جواز اجتماع امر و نهى
وجود ندارد. و نيز تعلّق نهى به شرب خمر كاشف از اين است كه در شرب خمر، مفسدهاى وجود دارد كه آن مفسده ايجاب مىكند شارع مقدّس آن را منهى عنه قرار دهد. و چون اين مفسده در شرب ماء وجود ندارد شارع آن را منهى عنه قرار نداده است. اين مطلب، جاى هيچ ترديدى ندارد. و اگر بخواهيم مسئله را قدرى برهانىتر مطرح كنيم مىگوييم: تحقق اراده تكوينيّه و تعلّق آن به مراد، نمىتواند بدون تحقّق مبادى اراده- از قبيل تصور و تصديق به فايده و ...- باشد. وجدان، بين عمل ارادى و عمل غير ارادى فرق قائل است. حركت ارادى با تكيه بر مبادى اراده تحقّق پيدا مىكند ولى حركت غير ارادى بدون مبادى تحقق پيدا مىكند. [١] در اراده تشريعى هم همينطور است. اراده تشريعى معنايش اين است كه خداوند متعال نسبت به امورى بعث و نسبت به امور ديگرى زجر كرده است. به عبارت ديگر:
خداوند اراده كرده كه بعث اعتبارى- يعنى وجوب- را متوجه نماز و زجر اعتبارى- يعنى حرمت- را متوجه شرب خمر كند. تعلّق اين اراده به بعث اعتبارى يا زجر اعتبارى، نمىتواند بدون مقدّمه باشد. آن مقدّمه عبارت از همان جهتى است كه در مبعوث اليه يا مزجور عنه تحقّق دارد. اكنون اين بحث مطرح مىشود كه اگر به خاطر خصوصيتى كه در يك طبيعت وجود داشت حكمى به آن تعلّق گرفت، آيا حامل اين خصوصيت عبارت از چيست؟
مثلًا اگر امر به صلاة تعلّق بگيرد- به عنوان اين كه صلاة، ناهى از فحشاء و منكر است- آيا خصوصيت نهى از فحشاء و منكر مربوط به نفس عنوان صلاة است يا در
[١]- سؤال: انسان وقتى در حال سخن گفتن است چگونه ممكن است همه كلمات و جملات او مسبوق به اراده- آنهم با مبادىاش- باشد؟ پاسخ: اين عنايت الهى است كه به نفس انسان يك چنين خلاقيتى داده است و اين- در حقيقت- تبلورى از قدرتى است كه خداوند به انسان عنايت كرده كه تمام الفاظ را پشت سرهم بر زبان جارى كند و همه آنها مسبوق به اراده- آنهم با مبادىاش- مىباشد. لذا اگر در سخنرانى يك ساعتى يك كلمه هم خلاف واقع گفته شود، به حساب متكلّم گذاشته شده- كه متكلّم آن را از روى اراده گفته- و آثار برآن مترتب مىشود.