اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٦ - پس از بيان مقدّمه فوق مى گوييم
شك و يقين به لحاظ زمان مطرح باشد. مثلًا صبح لباس او نجس بوده و ظهر در بقاء نجاست همان لباس شك كند. موضوع در هر دو قضيه عبارت از ثوب و محمول عبارت از نجاست است و اختلاف آنها فقط به لحاظ زمان است كه در هنگام صبح يقين به نجاست داشته و هنگام ظهر در آن ترديد كرده است. و الا اگر يقين به نجاست ثوب و شك در نجاست فرش داشته باشد، عنوان نقض صدق نمىكند.
پس از بيان مقدّمه فوق مىگوييم:
در مسئله واجب موقّت، اتحاد قضيتين- كه ركن جريان استصحاب است- وجود ندارد، زيرا براى جريان استصحاب، آنچه به عنوان متيقن مطرح شد، عبارت از وجوب صلاة بود. در حالى كه «صلاة» به تنهايى واجب نشده بلكه همراه با قيد «وقت» بر ما واجب شده است. بنابراين متيقّن عبارت از «صلاة مقيد به وقت» است و اين چيزى است كه ما در بقاء آن ترديدى نداريم. بله ترديد در بقاء آن در صورتى مطرح است كه احتمال نسخ آن وجود داشته باشد. و احتمال نسخ، خارج از محلّ بحث ماست. بحث ما در اين است كه واجب موقتى در وقت خودش اتيان نشده، مىخواهيم ببينيم آيا در خارج از وقت بايد ذات مقيّد را اتيان كرد؟ خلاصه اين كه اگر گفته شود: «قضيّه متيقنه، وجوب صلاة مقيّد به وقت است» مىگوييم: «ما در بقاء اين وجوب ترديدى نداريم». و اگر گفته شود: «قضيه متيقّنه، اصل وجوب صلاة است»، مىگوييم: «آنچه واجب شده، نماز مقيد به وقت است نه اصل وجوب صلاة». به عبارت ديگر: آنچه را شك در بقايش داريم، حالت سابقه متيقّنه ندارد و آنچه كه حالت سابقه متيقّنه دارد، ترديدى در بقايش نداريم. پس مجالى براى جريان استصحاب باقى نمىماند.
اشكال: در فقه به موارد زيادى برخورد مىكنيم كه از نظر تقييد مشابه ما نحن فيه است و فقهاء در آن استصحاب را جارى مىكنند، مثلًا دليل مىگويد: آب كُر اگر يكى از اوصاف سهگانه رنگ و بو و طعم آن به سبب ملاقات با نجاست تغيير كند،