اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧١ - احتمال دوم حكم، ارتباطى با اراده ندارد بلكه حكم عبارت از بعث و زجر مولاست
استحباب مسئله را چگونه حل مىكند؟ اصلًا وجوب و استحباب را چگونه معنا مىكند؟
هر دو، اراده مظهَره و متعلق به بعث است و زجرى در كار نيست. چارهاى نيست جز اين كه گفته شود: «وجوب، عبارت از اراده قويه مظهَره متعلق به بعث و استحباب عبارت از اراده غير قويه مظهَره متعلق به بعث است». پس هر دو متعلق به بعث است و اختلاف آنها در شدت و ضعف است. آيا در شدت و ضعف مىتوان دو ماهيت را مطرح كرد؟
شدت و ضعف- حتى در باب وجود و همه كليات مشككه- تحت يك ماهيت مىباشند. در ارتباط با حقيقت وجود- با اين كه مسأله وجوب وجود و امكان وجود قابل مقايسه نيستند و بين آنها كمال فاصله وجود دارد- اين گونه نيست كه وجود در باب ممكن معناى خاصى و در باب واجب معناى ديگرى داشته باشد و حقيقت وجود در ارتباط با ممكن و واجب، دو حقيقت باشد. پس بر اساس اين احتمال نمىتوان مسأله تضاد بين احكام را مطرح كرد.
احتمال دوم: حكم، ارتباطى با اراده ندارد. بلكه حكم عبارت از بعث و زجر مولاست
ولى بعث و زجر بر دو قسم است: تكوينى خارجى و اعتبارى. بعث و زجر تكوينى به اين معناست كه مولا دست عبد را بگيرد و او را به كارى وادار كرده يا از عملى ممانعت كند. و اين ارتباطى به بحث ما ندارد. اما بعث و زجر اعتبارى با «افعل» و «لا تفعل» تحقق پيدا مىكند يعنى مولا دستورى صادر كند و عبد خود را نسبت به انجام كارى تحريك كرده يا از انجام كارى بازدارد. بعث اعتبارى را وجوب و زجر اعتبارى را حرمت مىنامند. بر اساس اين تفسير، حكم هيچگونه ارتباطى با اراده ندارد. [١] اين احتمال را ما در مواضع متعددى مطرح كرديم.
[١]- يعنى اراده، در عنوان حكم مطرح نيست، نه اين كه بعث يا زجر بدون اراده امكان داشته باشد.