اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧٥ - مقدّمه نهم اقسام نهى متعلّق به عبادت
معاملات، اصالة الفساد حاكم است و مقتضاى آن، فساد عبادت يا معامله منهى عنه است.
مقدّمه نهم: اقسام نهى متعلّق به عبادت
مرحوم آخوند در اينجا مقدّمه مفصّلى را مطرح كردهاند كه هيچگونه ارتباطى به جهت مورد بحث ما ندارد. ايشان مىفرمايد: متعلّق نهى در عبادات، بر پنج قسم است: ١- نفس عبادت، مثل نهى متعلّق به صلاة در ايام حيض، ٢- جزء عبادت، مثل نهى متعلّق به قرائت سوره سجدهدار در نماز، ٣- شرط عبادت، كه خارج از حقيقت عبادت است ولى تقيّدِ عبادت به آن شرط مدخليت دارد، ٤- وصف عبادت، كه عنوانى غير از نفس عبادت و جزء و شرط آن است. و اين بر دو قسم است: الف: وصف ملازم، بهگونهاى كه انفكاك بين آن وصف و موصوف امكان ندارد، مثل جهر و اخفات نسبت به قرائت. ب: وصف مفارق و غير ملازم، كه انفكاك بين آن وصف و موصوف امكان دارد، مثل غصبيت براى اكوان صلاة، در مثال صلاة در دار غصبى. مرحوم آخوند سپس وارد بحث در اقسام پنجگانه شده مىفرمايد: امّا قسم اوّل، كه نهى به ذات عبادت تعلّق گرفته باشد، همين محل بحث ماست، كه آيا نهى آن دلالت بر فساد مىكند يا نه؟ امّا قسم دوّم، كه نهى به جزء عبادت تعلّق گرفته باشد و آن جزء فاسد و باطل شود، آيا بطلان جزء، به كلّ هم سرايت مىكند يا نه؟ مىفرمايد: اگر اين شخص، بر همان جزء منهى عنه اكتفاء بكند- مثلًا در نماز، بعد از حمد، سوره سجدهدار بخواند- عبادت او باطل است ولى اگر بر جزء منهى عنه اكتفاء