اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٩ - كلام امام خمينى رحمه الله
اكنون كه از بيان مقدّمه فارغ شديم به ذكر راه امام خمينى رحمه الله براى عدم جريان استصحاب عدم ملازمه در ما نحن فيه مىپردازيم: امام خمينى رحمه الله مىخواهد بفرمايد: استصحاب عدم ملازمه، همانند استصحاب عدم قرشيّت مرئه است. يعنى همانطور كه قرشيّت، يك وصف وجودى براى مرئه محقق در خارج است، [١] ملازمه هم وصفى وجودى براى يك موضوع محقق در خارج است. يعنى بايد ابتدا يك وجوب ذى المقدمه تحقق داشته باشد تا پس از آن بتوانيم مسأله ملازمه را مطرح كنيم. و در ما نحن فيه، بايد ابتدا يك حرمت تحقّق داشته باشد، تا پس از آن بتوانيم ملازمه بين آن با فساد را مطرح كنيم. لذا قبل از اينكه يك چنين وجوبى در ناحيه ذى المقدمه و حرمتى در ما نحن فيه تحقق داشته باشد، موضوعى نيست تا بخواهيم ملازمه را در مورد آن پياده كنيم، همانطور كه قبل از تحقق مرئه در خارج، موضوعى نيست كه بخواهيم قرشيت را براى او ثابت كنيم. بنابراين امام خمينى رحمه الله بر اساس اين مبنا كه ملازمه، يك صفت ثبوتى است و «ثبوت شيء لشيء فرع ثبوت المثبت له»، مىخواهد بفرمايد: ملازمه داراى حالت سابقه عدميّه است ولى مسأله مرئه قرشيّه، حالت سابقه عدميهاش، سالبه به انتفاء موضوع است لذا نمىتوان آن را استصحاب كرد. پس نتيجه فرمايش امام خمينى رحمه الله با فرمايش مرحوم آخوند يك چيز مىشود. [٢] بررسى كلام امام خمينى رحمه الله به نظر ما كلام امام خمينى رحمه الله در مورد استصحاب عدم قرشيت مرئه قابل قبول است ولى كلام ايشان در ارتباط با استصحاب عدم ملازمه، قابل مناقشه است، زيرا:
[١]- چون قاعده فرعيت مىگويد: «ثبوت شيء لشيء فرع ثبوت المثبت له». پس بايد اوّل مرئهاى وجود داشته باشد تا قرشيّت- به عنوان وصف- براى او ثابت شود.
[٢]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ٢، ص ١٥٦ و ١٥٧، معتمد الاصول، ج ١، ص ٢١٤ و ٢١٥ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٤١٢ و ٤١٣ و ٤٨٠- ٤٨٢