اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٢ - در باب عبادات، ما يك نهى تنزيهى كه مستقيماً متعلّق به خود عبادت باشد نداريم
يا غير صلاة. قسم دوّم از عبادات مكروهه در كلام مرحوم آخوند، از قبيل «لا تصلِّ في الحمّام» بود. قائل به اين قول در توجيه اين قسم مىگويد: در اينجا هم در حقيقت نهى كراهتى به صلاة تعلّق نگرفته است، بلكه متعلّق نهى كراهتى «ايقاع صلاة در حمام» است نه اينكه نفس صلاة- بما هى صلاة- كراهت داشته باشد. به عبارت ديگر:
متعلّق نهى كراهتى عبارت از متخصّص كردن ماهيت صلاة به خصوصيت «بودن در حمام» است. قسم اوّل از عبادات مكروهه در كلام مرحوم آخوند، نهى در «لا تصم يوم العاشور» بود، كه در اين زمينه دو راه حلّ وجود داشت: ١- مرحوم آخوند معتقد بود كه ما در اينجا گرفتار دو مستحب متزاحم هستيم:
يكى صوم- بما هو صوم- و ديگرى «ترك صوم روز عاشوراء» ولى در اينجا عنوان ارجحى وجود دارد كه بر «ترك صوم روز عاشوراء» منطبق است پس «ترك صوم روز عاشوراء» ترجيح بر «فعل صوم» دارد. طبق بيان ايشان در اينجا نهى وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد، ارشاد به اين است كه روز عاشوراء را روزه نگيريد تا عنوان ارجحى را كه منطبق بر ترك صوم است به دست آوريد. ما اين كلام مرحوم آخوند را نپذيرفتيم. ٢- به نظر ما متعلّق نهى عبارت از «تشبّه به بنى اميّه در روز عاشوراء» است نه عنوان «صوم». چون بنى اميّه روز عاشوراء را به عنوان روز متبرك و از اعياد خود قرار داده بودند و در اين روز هم روزه مىگرفتند و هم ما يحتاج سال خود را تهيه مىكردند و لباس نو پوشيده و به ديد و بازديد يكديگر مىرفتند. پس در حقيقت ما جايى نمىتوانيم پيدا كنيم كه نهى تنزيهى كراهتى بهطور مستقيم- و بدون هيچگونه تسامح و تجوّز- به نفس عبادت تعلّق گرفته باشد.