اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٥ - واجب موقّت و غير موقّت
واجب موقّت و غير موقّت
يكى از تقسيماتى كه براى واجب مطرح است تقسيم آن به «واجب موقّت و واجب غير موقّت» [١] و تقسيم واجب موقّت به «مضيّق و موسّع» است. قبل از شروع بحث مقدمه اى مطرح مىكنيم: موضوع براى احكام عبارت از فعل مكلّف است، يعنى فعلى كه عامل آن عبارت از مكلّف است. روشن است كه عملى كه اضافه به مكلّف دارد در شئون مادّى- از نظر احتياج به زمان و احتياج به مكان- تابع خود مكلّف است. همانطور كه خود مكلّف در ظرف زمانى خاص و ظرف مكانى خاصّى واقع است، آنچه اضافه به مكلّف دارد و از او صادر مىشود نيز نمىتواند از زمان و مكان جدا باشد. ما فعلًا در مورد زمان بحث مىكنيم و مرحوم آخوند اين معنا را در عبارتى كوتاه اين گونه مطرح مىكند: «و إن كان الزمان ممّا لا بدّ منه عقلًا في الواجب ...». [٢] بر اين اساس مىگوييم: در عين اين كه عمل مكلّف حتماً بايد در زمانى واقع شود، ولى گاهى زمان- به عنوان زمان- نقشى در مصلحت مترتب برآن فعل مكلّف- كه لازم الاستيفاء
[١]- واجب غير موقّت را گاهى واجب مطلق هم مىگويند. به اين معنا كه زمان خاصى در آن نقش ندارد.
[٢]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٢٢٩