اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠١ - تحقيق در مورد واجب كفائى
غرض مولاست. و وجودات ديگر با اين كه امكان تحقق دارند- و چهبسا رجحان هم داشته باشند- ولى نقشى در ارتباط با تحقّق آن مصلحت لازم الاستيفاء ندارد. مثلًا صلاة بر ميّت، امرى است كه تعدّد در وجود آن امكان دارد و حتى اگر همه مكلّفين را هم ملاحظه كنيم كه تدريجاً بخواهند بر ميّت واحدى نماز بخوانند، ممكن است. ولى آنچه در ارتباط با ميّت مسلمان، مطلوب مولاست و غرض وجوبى مولا به آن تعلّق گرفته، عبارت از «صلاة واحد» است. يعنى يك مصداق از طبيعت مأمور به در حصول غرض مولا كفايت مىكند. بله بقيّه افراد داراى رجحان بوده و مستحب مىباشند. آيا كدام يك از دو احتمال باقى مانده در واجب كفائى در اينجا جريان دارد؟ احتمال اوّل [١] اين بود كه اختلاف واجب عينى و كفائى در ارتباط با مكلّف باشد و مكلّف در واجب عينى «وجود سارى مكلّف» و در واجب كفائى «صرف الوجود مكلّف» باشد. [٢] بر اساس اين احتمال بايد گفت: «از طرفى غرض مولا بيش از يك نماز بر ميّت نيست و از طرفى صِرف الوجود مكلّفين را نسبت به آن تحريك كرده است. و صِرف الوجود مكلّفين هم با مكلّف واحد تحقّق پيدا مىكند و هم با مكلّف متعدّد و هم با جميع مكلّفين. ولى اين حرف، عقلايى نيست. عقلاء مىگويند: چه معنايى دارد كه به خاطر يك نماز بر ميّت- كه يك نفر يا چند نفر معدود مىتوانند انجام دهند- مولا بيايد همه مكلّفين را نسبت به آن تحريك كند؟ از اينجا پاسخ احتمال دوّم هم معلوم مىشود. احتمال دوّم اين بود كه اختلاف بين واجب عينى و كفائى در ارتباط با مكلّف به باشد، يعنى مكلّف به در واجب عينى، مقيّد به قيد مباشرت بوده ولى در واجب كفائى چنين قيدى ندارد.
[١]- اين احتمال را مرحوم نائينى مطرح كردند.
[٢]- اما وجود سارى داراى يك مصداق و آن جميع افراد طبيعت است.