اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥١ - بررسى كلام مرحوم آخوند
آخوند در ابتدا مثال «صلاة در مكان غصبى» را مطرح مىكنند، در حالى كه اين، واحد شخصى است و مثال صحيح همان مثال حركت كلّى و سكون كلّى- كه معنون به عنوان صلاتى و عنوان غصبى است- مىباشد، كه در آخر كلامشان مطرح كردهاند.
پس مقصود از واحد، همان حركت كلّى و سكون كلّى است كه اين حركت و سكون هم با حالات صلاة انطباق پيدا مىكند و هم با بودن و تحرك در مكان غصبى انطباق پيدا مىكند. مطلب دوّم: مواردى وجود دارد كه انسان خيال مىكند واحد جنسى و نوعى است ولى به حسب باطن و حقيقت، خارج از دايره واحد جنسى و نوعى است. مثلًا «سجود براى خداوند متعال» و «سجود براى بت» اگرچه در مفهوم «سجود» مشتركند ولى در حقيقت، بين اينها مغايرت كامل وجود دارد و هيچگونه وحدتى- حتى وحدت جنسى- بين آنها وجود ندارد، به خلاف عنوان حركت كلّى و سكون كلّى كه گاهى در ضمن حركت و سكون صلاتى و گاهى در ضمن حركت و سكون غصبى تحقق پيدا مىكند و در «صلاة در مكان غصبى» در يك مورد اجتماع پيدا مىكنند. [١]
بررسى كلام مرحوم آخوند:
مرحوم آخوند در مطلب اوّل فرمودند: «مراد از واحد، در عنوان بحث، خصوص واحد شخصى نيست و شامل واحد جنسى و نوعى هم مىشود». به نظر ما اين مطلب صحيح نيست و واحد در عنوان بحث نمىتواند واحد شخصى باشد بلكه حتماً بايد واحد جنسى يا نوعى باشد، كه كليّت دارد و صلاحيت صدق بر كثيرين در آن وجود دارد. توضيح: مسأله اجتماع امر و نهى در جايى قابل طرح است كه اگر ما به جاى امر و نهى، يكى از امر يا نهى را داشته باشيم مشكلى به وجود نيايد و آنچه موجب بروز
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٢٣٣ و ٢٣٤