اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٣ - احتمال دوّم مكلّف در واجب كفائى، «واحد غير معين از مكلّفين» باشد
٣- مراد از «مجموع من حيث المجموع» اين باشد كه همه مكلفين بايد اقدام به انجام دادن يك عمل بنمايند. به گونهاى كه عمل واحد، اضافه به همه مكلّفين پيدا كند. اين احتمال در مورد «مجموع من حيث المجموع» احتمال درستى نيست، زيرا: اولًا: در بعضى از موارد واجب كفائى- مثل دفن ميّت- تحقّق چنين معنايى امكان ندارد. ثانياً: كسى در واجب كفائى ملتزم به اين معنا نشده است. نتيجه: مكلّف بودن «مجموع من حيث المجموع» در واجب كفائى، به هرگونهاى كه تصوير شود، يا نادرست است و يا به احتمالات ديگرى رجوع مىكند كه بزودى پيرامون آن بحث خواهيم كرد.
احتمال دوّم: مكلّف در واجب كفائى، «واحد غير معين از مكلّفين» باشد
يعنى بگوييم: «مكلف، يك نفر است ولى غير معين است». در اينجا به دو نكته بايد توجه داشت: ١- مراد از واحد غير معين، «مفهوم واحد غير معين» نيست بلكه مراد «مصداق واحد غير معيّن» است. ٢- در اينجا «غير معين» گفته مىشود نه «غير معلوم» ممكن است چيزى به حسب واقع، معيّن باشد ولى براى ما معلوم نباشد، مثل موارد علم اجمالى. در انائين مشتبهين، كه يكى از آنها خمر است، از نظر واقعيت، خمر متعيّن است ولى براى ما مجهول است يعنى ما نمىدانيم كه آن واحد معيّن واقعى كدام است. حال در ما نحن فيه اين «واحد غير معين» از نظر واقع هم هيچگونه تعيّن و تشخّصى ندارد.