اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٨ - كلام امام خمينى رحمه الله
ما نحن فيه نيز مىخواهيم ببينيم آيا عقل از ازل حاكم به وجود ملازمه بين حرمت شىء و فساد آن بوده است يا نه؟ و چون شك ما به ازل برمىگردد، ما يك حالت سابقه يقينى- وجودى يا عدمى- نداريم و در حقيقت، شكّ ما، شك در بقاء نيست بلكه شك در حكم ازلى عقل است. اما در مسأله قرشيّت و عدم قرشيّت مرئه، شك ما به يك مسأله ازلى برنمىگردد.
روشن است كه اين مرئه قبل از اينكه نطفهاش منعقد شود، مرئه قرشيه موجود در خارج نبوده است ولى بعد از تولد او شك مىكنيم كه آيا با تولّد او يك مرئه قرشيّه تحقق پيدا كرده است يا نه؟ بنابراين مسأله شك در قرشيت و عدم قرشيت را نبايد با مسأله شك در ملازمه مقايسه كرد. محدوده شك فرق دارد. در يكى مربوط به حكم ازلى عقل و در ديگرى مربوط به هنگام نطفه و ولادت است و نسبت به قبل از انعقاد نطفه ترديدى وجود ندارد. اين وجه تفصيلى است كه مرحوم آخوند بين اين دو مسئله قائل شدهاند. پاسخ سؤال دوّم: ما به تبعيت از امام خمينى رحمه الله معتقديم كه استصحاب عدم قرشيت مرئه هم جريان ندارد، زيرا در استصحاب بايد قضيّه متيقّنه و قضيّه مشكوكه كاملًا متّحد باشند و الّا عنوان نقض كه در «لا تنقض اليقين بالشك» اخذ شده صدق نمىكند. اگر يقين به طهارت يك لباس و شك در طهارت لباس ديگر داشته باشيم، دو موضوع و دو قضيّه تحقق دارد. ما معتقديم در استصحاب عدم قرشيت مرئه، قضيّه متيقّنه و قضيّه مشكوكه اتحاد ندارند، زيرا قضيّه متيقّنه ما اين است كه به نحو سالبه محصّله مىگوييم:
«اين زن، قرشيّه نبوده است». سالبه محصّله، با انتفاء موضوع هم صادق است. مثل اينكه گفته شود «ليس زيد بقائم»، از باب اينكه زيدى نيست تا بخواهد اتصاف به قيام داشته باشد. امّا قضيّه مشكوكه ما به صورت «ليس» ناقصه است كه وجود موضوع در آن مفروض است. اين دو قضيّه چگونه مىتوانند با هم اتحاد داشته باشند؟