اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١١ - رجوع به بحث ترتب
اين مكلّف مىكرد، لزوم انقاذ عَمرو را نيز- در عرض همان وجوب انقاذ زيد- به نحو خطاب عام، شامل حال مكلّف مىكند. در حالى كه اگر مكلّف از قدرت خود استفاده مىكرد هم در مقابل انقاذ يكى از دو غريق استحقاق ثواب پيدا مىكرد و هم در مقابل عدم انقاذ ديگرى معذور بود. به عبارت اصطلاحى: مولا خطابى شخصى به صورت جمع بين دو انقاذ متوجه او نكرده تا بگويد: «من قادر به جمع بين دو انقاذ نيستم».
بلكه خطابْ به صورت عام است و مكلّفْ قادر به اتيان مأمور به است. ممكن است گفته شود: حكمْ يكى است و يك انقاذ غريق متوجّه مكلّف است. در پاسخ مىگوييم: در اين صورت بايد ملتزم شويد كه اگر مكلّف قدرت بر انقاذ هر دو غريق داشته باشد و يكى را نجات دهد كفايت كند. در حالى كه كسى چنين چيزى نمىگويد.
بلكه در اينجا دو تكليف وجود دارد ولى به نحو عام نه به صورت دو تكليف شخصى. صورت سوّم: اين است كه دو تكليف به نحو خطاب عام متوجّه مكلّف شده و تنها بر انجام يكى از آنها قادر است ولى- بر خلاف صورت دوّم- اين دو تكليف در عرض يكديگر نبوده و به صورت اهمّ و مهمّ مىباشند و شارع مقدّس به خاطر جهاتى- مانند فوريت يكى از دو تكليف و وسعت ديگرى- براى يكى از آن دو، اولويت قائل شده است، همانطور كه در مسأله ازاله و صلاة ملاحظه مىشود. اين مسئله، خود داراى دو صورت است: ١- اگر مكلّف قدرت خود را براى انجام واجب اهمّ صرف كرد، بدون شك مستحق ثواب است و اگر فرض كنيم واجب مهم، مضيّق بوده و انجام واجب اهمّ منجر به ترك آن شده است، استحقاق عقوبتى بر ترك آن مترتب نمىشود. البته فرض اخير در مورد صلاة و ازاله مطرح نيست، زيرا ما در ابتداى بحث گفتيم كه اين مسئله در جايى مطرح است كه وقت صلاة، مضيّق نباشد و الّا ترديدى در تقدّم صلاة نيست.
بله مىتوان مسئله را در مورد دو نفر غريق فرض كرد كه يكى از آن دو، امام معصوم عليه السلام باشد. ٢- اگر مكلّف قدرت خود را براى انجام واجب مهمّ صرف كرد و با امر به اهم