اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦٢ - راه سوم براى اثبات امتناع ممكن است گفته شود وجود امر، كاشف از مصلحت ملزمه در مأمور به
هم براى ما معلوم است و هم مجهول و علم و جهل به يك چيز- يعنى شبح خارجى- تعلق گرفته است. اين براى اين است كه معلوم ما، صورت جنسيت مرتسم در نفس و مجهول ما صورت فصليت آن شبح است. و در عالم نفس، صورت جنسيت و صورت فصليت، دو صورت مىباشند، هرچند در خارج امكان جدايى بين جنس و فصل وجود ندارد. وقتى در باب جنس و فصل توانستيم اين گونه تفكيك كنيم، در باب صلاة در دار غصبى نيز تفكيك امكان دارد. صورت صلاتى چه ربطى با صورت غصبى دارد؟ آنچه متعلق حب است صورت صلاتى و آنچه متعلق بغض است صورت غصبى است و در محل نفس، اينها دو صورت هستند نه يك صورت. ثانياً: [١] در مسأله امتناع اجتماع ضدين، فرقى وجود ندارد كه اين اجتماع از ناحيه شخص واحد باشد يا از ناحيه اشخاص متعدد، درهرصورتْ اجتماع ضدين امتناع دارد.
ولى در مسأله حب و بغض اين گونه نيست. ما اگر شىء واحدى را نسبت به شخص واحدى ملاحظه كنيم، نمىتواند از جهت واحد هم محبوب و هم مبغوض آن شخص باشد ولى اگر همان شىء را در ارتباط با دو نفر در نظر بگيريم، ممكن است براى يكى محبوب و براى ديگرى مبغوض باشد، در حالى كه شىء، يك شىء است و محبوبيت و مبغوضيت هم در آنِ واحد است. و اگر حب و بغض مانند سواد و بياض بود، امكان اجتماع آنها در شىء واحد، حتى از ناحيه دو شخص هم ممتنع بود. در نتيجه اين راهى كه قائل به امتناع پيمود، نمىتواند مانعى براى اجتماع امر و نهى باشد.
راه سوم براى اثبات امتناع: ممكن است گفته شود: وجود امر، كاشف از مصلحت ملزمه در مأمور به
و وجود
[١]- فرق دوم بين حب و بغض با سواد و بياض.