اصول فقه شيعه
(١)
جلد پنجم
١٩ ص
(٢)
ادامه مقصد اول اوامر
١٩ ص
(٣)
ادامه صيغه امر
١٩ ص
(٤)
بحث ضدّ
١٩ ص
(٥)
مقدّمات بحث
١٩ ص
(٦)
مقدّمه اوّل آيا مسأله ضدّ، يك مسأله اصولى است؟
١٩ ص
(٧)
مقدّمه دوّم مسأله ضدّ، جزء مباحث الفاظ است يا جزء مباحث عقليّه؟
٢١ ص
(٨)
مقدّمه سوّم عنوان بحث ضدّ
٢٢ ص
(٩)
الف بحث پيرامون «يقتضي»
٢٢ ص
(١٠)
ب بحث پيرامون «ضدّ»
٢٨ ص
(١١)
آيا امر به شى ء، مقتضى نهى از ضدّ است؟
٢٩ ص
(١٢)
براى اثبات اقتضاء، دو راه مطرح شده است
٢٩ ص
(١٣)
راه اوّل «مسأله مقدميّت»
٢٩ ص
(١٤)
مرحله اوّل مقدّميّت عدم يكى از ضدّين براى وجود ضدّ ديگر
٣٠ ص
(١٥)
نظريه اوّل عدم يكى از دو ضدّ، در تمام موارد، مقدّمه براى وجود ضدّ ديگر است
٣١ ص
(١٦)
نظريه دوّم عدم يكى از دو ضدّ، در هيچ موردى مقدّمه براى وجود ضدّ ديگر نيست
٣١ ص
(١٧)
كلام مرحوم آخوند
٣١ ص
(١٨)
اشكال بر مرحوم آخوند
٣٢ ص
(١٩)
كلام مرحوم قوچانى
٣٣ ص
(٢٠)
ترتيب بحث نزد مرحوم قوچانى
٣٤ ص
(٢١)
الف بحث در مورد متناقضين
٣٤ ص
(٢٢)
ب بحث در مورد متضادّين
٣٥ ص
(٢٣)
اشكال امام خمينى رحمه الله بر مرحوم قوچانى
٣٧ ص
(٢٤)
كلام حضرت امام خمينى رحمه الله در مورد متضادّين
٤٠ ص
(٢٥)
كلام مرحوم محقّق اصفهانى
٤٣ ص
(٢٦)
مرحله دوّم ملازمه بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه
٤٧ ص
(٢٧)
مرحله سوّم آيا امر به شى ء مقتضى نهى از ضدّ عام است؟
٤٨ ص
(٢٨)
اقوال پيرامون مرحله سوّم
٤٩ ص
(٢٩)
نظريه اوّل امر به شى ء، عين نهى از ضدّ عام است
٤٩ ص
(٣٠)
نظريه دوّم امر به شى ء متضمن نهى از ضدّ عامّ است
٥٣ ص
(٣١)
نظريه سوّم امر به شى ء مستلزم نهى از ضدّ عام است
٥٤ ص
(٣٢)
تكميل بحث
٥٨ ص
(٣٣)
مرحله اوّل آيا ترك أحد الضدّين ملازم با وجود ضدّ ديگر است؟
٦٢ ص
(٣٤)
بررسى دليل اتحاد حكم متلازمين
٦٦ ص
(٣٥)
آيا هر واقعه اى داراى حكم است؟
٦٩ ص
(٣٦)
ثمره بحث در ارتباط با مسأله اقتضاء
٧٠ ص
(٣٧)
اشكال بر ثمره مذكور
٧١ ص
(٣٨)
طريق اوّل نماز به جاى ازاله، بنا بر هر دو قول- يعنى قول به اقتضاء و قول به عدم اقتضاء- صحيح است
٧١ ص
(٣٩)
طريق دوّم براى انكار ثمره
٧٦ ص
(٤٠)
بررسى طريق دوم براى انكار ثمره
٧٧ ص
(٤١)
جواب اول مرحوم آخوند
٧٧ ص
(٤٢)
جواب سوّم از كلام شيخ بهايى رحمه الله
٨٠ ص
(٤٣)
پاسخ مرحوم آخوند از قائلين به ترتّب
٨٣ ص
(٤٤)
تحقيق پيرامون مسأله ترتب
٨٥ ص
(٤٥)
آيا شرطى كه در ارتباط با واجب مهم مطرح است، شرط شرعى است يا عقلى؟
٨٦ ص
(٤٦)
1- شرط شرعى
٨٦ ص
(٤٧)
مقدّمه اوّل آيا تكاليف الهى- اعم از اوامر و نواهى به طبايع و ماهيات تعلّق مى گيرد يا به افراد؟
٨٧ ص
(٤٨)
مقدّمه دوّم آيا معناى اطلاق چيست؟
٨٧ ص
(٤٩)
مقدّمه سوّم ما ابتدا بايد مثال معروف بحث ترتب را مورد بررسى قرار دهيم سپس از آن نتيجه گيرى كنيم
٩١ ص
(٥٠)
2- شرط عقلى
٩٣ ص
(٥١)
مقدّمه اوّل مراتب حكم
٩٤ ص
(٥٢)
نظريه امام خمينى رحمه الله در ارتباط با حكم
٩٧ ص
(٥٣)
مقدّمه دوّم انحلال و عدم انحلال خطابات عامّه
٩٩ ص
(٥٤)
نحوه شرطيت عقلى قدرت و علم نسبت به تكليف
١٠٢ ص
(٥٥)
ادلّه ديگر بر نفى شرطيت علم و قدرت نسبت به تكليف
١٠٥ ص
(٥٦)
ادلّه نفى شرطيت علم
١٠٥ ص
(٥٧)
دليل اوّل
١٠٥ ص
(٥٨)
دليل دوّم
١٠٦ ص
(٥٩)
ادلّه نفى شرطيت قدرت
١٠٧ ص
(٦٠)
دليل اوّل
١٠٧ ص
(٦١)
دليل دوّم
١٠٨ ص
(٦٢)
رجوع به بحث ترتب
١٠٩ ص
(٦٣)
بررسى مسأله ترتّب بنا بر مبناى مشهور
١١٥ ص
(٦٤)
1- بحث در مقام ثبوت
١١٦ ص
(٦٥)
2- بحث در مقام اثبات
١١٩ ص
(٦٦)
نتيجه بحث در مقام اثبات
١٢٣ ص
(٦٧)
كلام مرحوم نائينى در ارتباط با ترتب
١٢٥ ص
(٦٨)
بررسى كلام مرحوم نائينى
١٢٦ ص
(٦٩)
خلاصه بحث ضدّ
١٢٩ ص
(٧٠)
امر آمر با علم به انتفاء شرط آن
١٣٣ ص
(٧١)
اشكال بر عنوان بحث
١٣٣ ص
(٧٢)
كلام مرحوم آخوند
١٣٥ ص
(٧٣)
تحقيق امام خمينى رحمه الله پيرامون امر آمر با علم به انتفاء شرط آن
١٣٨ ص
(٧٤)
آيا اوامر و نواهى به طبايع تعلّق مى گيرد يا به افراد؟
١٣٩ ص
(٧٥)
تحرير محلّ نزاع
١٣٩ ص
(٧٦)
چند احتمال وجود دارد
١٣٩ ص
(٧٧)
احتمال اوّل مقصود از طبايع، ماهيات و حقايق و مقصود از افراد، وجودات طبيعت باشد
١٣٩ ص
(٧٨)
احتمال دوّم محلّ نزاع اين باشد كه «آيا اوامر و نواهى به طبايع تعلّق مى گيرند يا به افراد؟»
١٤١ ص
(٧٩)
احتمال سوّم اين است كه نزاع را مبتنى بر مسأله اى لغوى بدانيم كه به تناسب در علم اصول مطرح شده است
١٤٢ ص
(٨٠)
احتمال چهارم مادّه اى كه متعلّق هيئت افعل است،
١٤٤ ص
(٨١)
احتمال پنجم مرحوم آخوند فرموده است
١٤٧ ص
(٨٢)
تحقيقى پيرامون تحرير محلّ نزاع
١٥١ ص
(٨٣)
تحقيق پيرامون متعلّق احكام
١٥١ ص
(٨٤)
خلاصه بحث
١٥٦ ص
(٨٥)
نسخ وجوب
١٥٧ ص
(٨٦)
بحث در مقام ثبوت
١٥٧ ص
(٨٧)
بحث در مقام اثبات
١٦٠ ص
(٨٨)
راه اوّل بعضى گفته اند جمع بين دو دليل، اقتضاى بقاء جواز- بلكه بقاء رجحان، يعنى استحباب- مى كند،
١٦٠ ص
(٨٩)
راه دوّم بعضى خواسته اند از راه استصحاب كلّى قسم ثالث، بقاء جواز را ثابت كنند
١٦٣ ص
(٩٠)
نتيجه بحث نسخ وجوب و مقتضاى اصل در مسئله
١٦٤ ص
(٩١)
واجب تخييرى
١٦٧ ص
(٩٢)
قول اوّل واجب تخييرى، سنخى از واجب است كه در آن هر دو طرف واجب، متعلّق وجوب قرار گرفته اند
١٦٧ ص
(٩٣)
قول دوّم واقعيت واجب تخييرى تفاوتى با واجب تعيينى ندارد ولى متعلّق وجوب، در واجب تعيينى، براى ما معلوم است امّا در واجب تخييرى، براى ما معلوم نيست
١٦٨ ص
(٩٤)
قول سوّم در واجب تخييرى هر دو طرفْ متعلّق وجوب واقع نشده اند بلكه «أحد الشيئين لا على التعيين» به عنوان متعلّق وجوب مطرح است
١٦٨ ص
(٩٥)
قول چهارم واجب تخييرى، همان طرفى است كه مكلّف در مقام عمل اختيار مى كند
١٦٩ ص
(٩٦)
قول پنجم مرحوم آخوند در اين زمينه تفصيلى ذكر كرده
١٦٩ ص
(٩٧)
بررسى كلام مرحوم آخوند
١٧١ ص
(٩٨)
قول ششم اشكال در مورد واجب تخييرى
١٧٣ ص
(٩٩)
حلّ اشكال و تحقيق درباره واجب تخييرى
١٧٤ ص
(١٠٠)
قول مختار در مورد واجب تخييرى
١٧٧ ص
(١٠١)
تخيير در مورد اقلّ و اكثر
١٧٧ ص
(١٠٢)
تحقيق بحث
١٧٩ ص
(١٠٣)
بررسى كلام قائلين به استحاله
١٨٠ ص
(١٠٤)
1- بحث در مورد اقلّ و اكثر تدريجى
١٨٠ ص
(١٠٥)
اشكال مرحوم آخوند
١٨١ ص
(١٠٦)
اشكال مرحوم بروجردى
١٨١ ص
(١٠٧)
مناقشه در كلام مرحوم آخوند و مرحوم بروجردى
١٨٣ ص
(١٠٨)
2- بحث در مورد اقلّ و اكثر دفعى
١٨٤ ص
(١٠٩)
واجب كفائى
١٨٩ ص
(١١٠)
حقيقت واجب كفائى چيست؟
١٩١ ص
(١١١)
آيا مكلّف در واجب كفائى كيست؟
١٩١ ص
(١١٢)
احتمال اوّل مكلّف در واجب كفائى، مجموع مكلّفين- من حيث المجموع- مى باشند،
١٩١ ص
(١١٣)
احتمال دوّم مكلّف در واجب كفائى، «واحد غير معين از مكلّفين» باشد
١٩٣ ص
(١١٤)
احتمال سوّم مكلّف در واجب كفائى «واحد مردّد از مكلّفين» باشد
١٩٤ ص
(١١٥)
احتمال چهارم مرحوم نائينى معتقد است كه مكلّف در واجب كفائى، «صِرف الوجودِ مكلّف» است
١٩٥ ص
(١١٦)
تحقيق در مورد واجب كفائى
١٩٧ ص
(١١٧)
واجب موقّت و غير موقّت
٢٠٥ ص
(١١٨)
اقسام واجب موقّت
٢٠٧ ص
(١١٩)
اشكال در مورد واجب موسّع
٢٠٧ ص
(١٢٠)
اشكال در مورد واجب مضيّق
٢٠٩ ص
(١٢١)
آيا قضاء تابع اداء است؟
٢١١ ص
(١٢٢)
استثنائى در كلام مرحوم آخوند
٢١٣ ص
(١٢٣)
بررسى استثناى مرحوم آخوند
٢١٤ ص
(١٢٤)
مقدمه يكى از اركان استصحاب اين است كه در باب استصحاب بايد قضيه متيقنه و قضيه مشكوكه از جهت موضوع و محمول متّحد بوده
٢١٥ ص
(١٢٥)
پس از بيان مقدّمه فوق مى گوييم
٢١٦ ص
(١٢٦)
نتيجه بحث
٢٢٠ ص
(١٢٧)
مقصد دوّم نواهى
٢٢١ ص
(١٢٨)
آيا متعلّق نواهى امرى عدمى است يا وجودى؟
٢٢٣ ص
(١٢٩)
تحقيق در ارتباط با متعلّق نواهى
٢٢٤ ص
(١٣٠)
آيا مطلوب در نواهى «ترك فعل» است يا «كفّ نفس»؟
٢٢٧ ص
(١٣١)
كلام مرحوم آخوند
٢٢٧ ص
(١٣٢)
بررسى كلام مرحوم آخوند
٢٢٨ ص
(١٣٣)
ملاك موافقت و مخالفت در باب اوامر و نواهى
٢٣٧ ص
(١٣٤)
1- راه حلّ مرحوم آخوند
٢٣٨ ص
(١٣٥)
2- راه حلّ مرحوم نائينى
٢٤٠ ص
(١٣٦)
3- راه حلّ مرحوم اصفهانى
٢٤٢ ص
(١٣٧)
4- راه حلّ مرحوم بروجردى
٢٤٤ ص
(١٣٨)
اجتماع امر و نهى
٢٤٩ ص
(١٣٩)
مقدمات بحث
٢٥٠ ص
(١٤٠)
مقدّمه اوّل مراد از كلمه «واحد» در عنوان بحث چيست؟
٢٥٠ ص
(١٤١)
بررسى كلام مرحوم آخوند
٢٥١ ص
(١٤٢)
مقدّمه دوّم فرق بين مسأله اجتماع امر و نهى و مسأله اين كه «آيا نهى متعلّق به عبادت، اقتضاى فساد دارد؟»
٢٥٨ ص
(١٤٣)
اشكال بر مرحوم آخوند
٢٦٠ ص
(١٤٤)
مقدّمه سوّم آيا مسأله اجتماع امر و نهى، مسأله اى اصولى است؟
٢٦٣ ص
(١٤٥)
بررسى كلام مرحوم آخوند
٢٦٥ ص
(١٤٦)
مقدّمه چهارم آيا بحث اجتماع امر و نهى، بحثى لفظى است؟
٢٦٩ ص
(١٤٧)
مقدّمه پنجم آيا محلّ نزاع اختصاص به وجوب و حرمت نفسى و تعيينى و عينى دارد يا شامل وجوب و حرمت غيرى، تخييرى و كفائى هم مى شود؟
٢٧١ ص
(١٤٨)
مقدّمه ششم آيا اخذ قيد «مندوحه» در محلّ نزاع لازم است؟
٢٧٤ ص
(١٤٩)
اشكال مرحوم آخوند بر قائلين به اعتبار قيد مندوحه
٢٧٥ ص
(١٥٠)
نتيجه بحث
٢٧٩ ص
(١٥١)
مقدّمه هفتم ارتباط مسأله «اجتماع امر و نهى» با مسأله «تعلق اوامر و نواهى به طبايع يا افراد»
٢٧٩ ص
(١٥٢)
مقدّمه هشتم اعتبار وجود مناط امر و نهى در محلّ اجتماع
٢٨٥ ص
(١٥٣)
فرق باب تزاحم و باب تعارض از جهت حكم
٢٨٥ ص
(١٥٤)
فرق باب تزاحم و باب تعارض از جهت موضوع
٢٨٦ ص
(١٥٥)
مقدّمه نهم مرحوم آخوند در اين مقدّمه پيرامون مقام اثبات بحث مى كند
٢٨٧ ص
(١٥٦)
بررسى كلام مرحوم آخوند در مقدّمه هشتم و نهم
٢٨٧ ص
(١٥٧)
مقدّمه دهم ثمره نزاع در مسأله اجتماع امر و نهى
٢٩١ ص
(١٥٨)
مقام اوّل ثمره نزاع بنا بر قول به جواز اجتماع امر و نهى
٢٩١ ص
(١٥٩)
كلام مرحوم نائينى
٢٩٢ ص
(١٦٠)
كلام مرحوم بروجردى
٣٠٢ ص
(١٦١)
مقام دوّم ثمره نزاع بنا بر قول به امتناع اجتماع امر و نهى
٣٠٤ ص
(١٦٢)
نظريه اوّل تقديم جانب امر بر نهى
٣٠٤ ص
(١٦٣)
نظريه دوّم تقديم جانب نهى بر جانب امر
٣٠٥ ص
(١٦٤)
اشكال امام خمينى رحمه الله بر مرحوم نائينى
٣١٥ ص
(١٦٥)
مقدّمه يازدهم آيا نسبت بين دو عنوان محلّ بحث چيست؟
٣١٨ ص
(١٦٦)
بررسى كلام مرحوم نائينى
٣٢٧ ص
(١٦٧)
اقوال در مسأله اجتماع امر و نهى
٣٣١ ص
(١٦٨)
نظريه اول جواز اجتماع امر و نهى
٣٣١ ص
(١٦٩)
نتيجه مقدمات سه گانه
٣٤٩ ص
(١٧٠)
كلام مرحوم نائينى
٣٥٢ ص
(١٧١)
نظريه دوّم امتناع اجتماع امر و نهى
٣٥٦ ص
(١٧٢)
قائلين به امتناع اجتماع امر و نهى نيز راه هايى را پيموده اند
٣٥٦ ص
(١٧٣)
راه اول لازمه قول به جواز اجتماع اين است كه صلاة در دار غصبى، هم مأمور به باشد و هم منهى عنه،
٣٥٧ ص
(١٧٤)
راه دوم لازمه قول به جواز اجتماع اين است كه موجود خارجى واحد، كه- به قول شما قائلين به جواز- داراى تركيب اتحادى است، براى مولا هم محبوبيت و هم مبغوضيت داشته باشد
٣٥٧ ص
(١٧٥)
راه سوم براى اثبات امتناع ممكن است گفته شود وجود امر، كاشف از مصلحت ملزمه در مأمور به
٣٦٢ ص
(١٧٦)
تضاد بين احكام تكليفيه
٣٦٨ ص
(١٧٧)
مطلب اول تضاد چيست؟
٣٦٩ ص
(١٧٨)
مطلب دوم حقيقت و ماهيت حكم چيست؟
٣٦٩ ص
(١٧٩)
احتمال اول حكم عبارت از اراده اى است كه داراى دو خصوصيت باشد
٣٦٩ ص
(١٨٠)
احتمال دوم حكم، ارتباطى با اراده ندارد بلكه حكم عبارت از بعث و زجر مولاست
٣٧١ ص
(١٨١)
ادله عدم وجود تضاد بين بعث و زجر
٣٧٢ ص
(١٨٢)
دليل اول
٣٧٢ ص
(١٨٣)
دليل دوم
٣٧٥ ص
(١٨٤)
دليل سوم
٣٧٥ ص
(١٨٥)
دليل چهارم
٣٧٦ ص
(١٨٦)
احتمال سوم
٣٧٨ ص
(١٨٧)
بررسى احتمال سوم
٣٧٩ ص
(١٨٨)
بررسى دليل فوق
٣٨١ ص
(١٨٩)
جواب مرحوم آخوند به اين دليل
٣٨٢ ص
(١٩٠)
بررسى كلام مرحوم آخوند
٣٨٤ ص
(١٩١)
اشكال بر مرحوم آخوند و صاحب فصول رحمه الله
٣٨٥ ص
(١٩٢)
اشكال امام خمينى رحمه الله بر كلام مرحوم آخوند
٣٩٠ ص
(١٩٣)
راه ديگر براى مناقشه در كلام مرحوم آخوند
٣٩١ ص
(١٩٤)
تبصره اى در ارتباط با عنوان محل نزاع
٣٩٦ ص
(١٩٥)
تذييل مسأله اجتماع امر و نهى
٣٩٧ ص
(١٩٦)
اگر كسى به سوء اختيار خودش- يعنى بدون اضطرار و اجبار از طرف كسى- وارد دار غصبى شد،
٣٩٧ ص
(١٩٧)
اقوال در مسئله
٣٩٨ ص
(١٩٨)
بررسى اقوال شش گانه
٤٠٠ ص
(١٩٩)
استفاده از كلام امام خمينى رحمه الله
٤٠٢ ص
(٢٠٠)
شواهد ديگر بر عدم انحلال تكاليف عامّه
٤٠٤ ص
(٢٠١)
تكميل بحث
٤١١ ص
(٢٠٢)
كلام مرحوم آخوند
٤١١ ص
(٢٠٣)
بررسى كلام مرحوم آخوند
٤١٢ ص
(٢٠٤)
اشكال بر ابو هاشم و اتباعش
٤١٨ ص
(٢٠٥)
بررسى كلام مرحوم نائينى
٤٢٢ ص
(٢٠٦)
آيا نهى از شى ء مقتضى فساد آن است؟
٤٢٤ ص
(٢٠٧)
دو نكته در ارتباط با عنوان محلّ نزاع
٤٢٤ ص
(٢٠٨)
مقدّمات بحث
٤٢٦ ص
(٢٠٩)
مقدّمه اوّل فرق بين مسأله نهى متعلّق به عبادت و مسأله اجتماع امر و نهى
٤٢٦ ص
(٢١٠)
مقدّمه دوم آيا مسأله نهى متعلق به عبادات و معاملات، مسأله اى اصولى است؟
٤٢٨ ص
(٢١١)
مقدّمه سوّم آيا مسأله نهى متعلّق به عبادات يا معاملات، از مسائل لفظى علم اصول است يا از مسائل عقلى آن؟
٤٢٨ ص
(٢١٢)
كلام مرحوم حائرى
٤٢٩ ص
(٢١٣)
مقدّمه چهارم آيا عنوان «نهى» در محلّ بحث شامل نهى كراهتى هم مى شود؟
٤٣١ ص
(٢١٤)
بعضى گفته اند نهى تنزيهى كراهتى از محلّ نزاع خارج است
٤٣١ ص
(٢١٥)
دليل اوّل
٤٣١ ص
(٢١٦)
در باب عبادات، ما يك نهى تنزيهى كه مستقيماً متعلّق به خود عبادت باشد نداريم
٤٣١ ص
(٢١٧)
دليل دوّم
٤٣٤ ص
(٢١٨)
در باب معاملات نمى توان در مورد اقتضاى فساد نهى تنزيهى را بحث كرد
٤٣٤ ص
(٢١٩)
مقدّمه پنجم آيا نهى غيرى داخل در محلّ نزاع است؟
٤٣٥ ص
(٢٢٠)
نظريه محقّق قمى رحمه الله
٤٣٥ ص
(٢٢١)
نظريه مرحوم آخوند
٤٣٦ ص
(٢٢٢)
تحقيق در مسئله
٤٣٧ ص
(٢٢٣)
آيا نهى تبعى هم داخل در محلّ نزاع است؟
٤٣٨ ص
(٢٢٤)
مقدّمه ششم آيا نهى مى تواند به عبادت تعلّق بگيرد؟
٤٣٨ ص
(٢٢٥)
نكته
٤٣٩ ص
(٢٢٦)
اشكال امام خمينى رحمه الله بر مرحوم آخوند
٤٤٠ ص
(٢٢٧)
تحقيق بحث
٤٤٢ ص
(٢٢٨)
اشكال بر كلام امام خمينى رحمه الله
٤٤٣ ص
(٢٢٩)
مقدّمه هفتم معناى «فساد» چيست؟
٤٤٣ ص
(٢٣٠)
اشكال امام خمينى رحمه الله به مرحوم آخوند
٤٤٦ ص
(٢٣١)
آيا صحّت و فساد داراى واقعيت مى باشند؟
٤٥٠ ص
(٢٣٢)
بررسى كلام مرحوم آخوند
٤٥١ ص
(٢٣٣)
آيا صحّت و فساد به عنوان مجعول شرعى هستند؟
٤٥٣ ص
(٢٣٤)
بررسى كلام مرحوم آخوند
٤٥٥ ص
(٢٣٥)
مقدّمه هشتم اصل عملى در مسأله «آيا نهى دلالت بر فساد مى كند؟»
٤٦٣ ص
(٢٣٦)
مقام اوّل بحث در مسأله اصولى
٤٦٣ ص
(٢٣٧)
1- جهت لفظى آيا نهى، ظهور در فساد منهى عنه دارد يا نه؟
٤٦٤ ص
(٢٣٨)
2- جهت عقلى آيا در باب عبادات و معاملات، بين حرمت و فساد ملازمه عقليّه وجود دارد؟
٤٦٦ ص
(٢٣٩)
كلام مرحوم آخوند
٤٦٦ ص
(٢٤٠)
كلام امام خمينى رحمه الله
٤٦٧ ص
(٢٤١)
مقام دوّم بحث در مسأله فقهى
٤٧١ ص
(٢٤٢)
جهت اوّل (معاملات)
٤٧١ ص
(٢٤٣)
جهت دوّم (عبادات)
٤٧٣ ص
(٢٤٤)
مقدّمه نهم اقسام نهى متعلّق به عبادت
٤٧٥ ص
(٢٤٥)
آيا نهى مقتضى فساد منهى عنه است؟
٤٧٩ ص
(٢٤٦)
مقام اوّل بحث عبادات
٤٨٠ ص
(٢٤٧)
مقام دوّم بحث معاملات
٤٨٦ ص
(٢٤٨)
بحث در مقام ثبوت
٤٨٦ ص
(٢٤٩)
كلام شيخ انصارى رحمه الله
٤٩١ ص
(٢٥٠)
نكته
٤٩٤ ص
(٢٥١)
بحث در مقام اثبات
٤٩٧ ص
(٢٥٢)
كلام شيخ انصارى رحمه الله براى اثبات ملازمه شرعى بين حرمت و فساد
٤٩٨ ص
(٢٥٣)
كلام مرحوم آخوند
٥٠١ ص
(٢٥٤)
مرحوم آخوند مى فرمايد معصيت در «إنّه لم يعص اللَّه»، معصيت اصطلاحى و مخالفت حكم تحريمى نيست،
٥٠١ ص
(٢٥٥)
تحقيق بحث
٥٠١ ص
(٢٥٦)
مقام اوّل معناى روايت
٥٠٢ ص
(٢٥٧)
مقام دوّم بحث در مورد ملازمه شرعى و عدم آن
٥٠٦ ص
(٢٥٨)
كلام ابو حنيفه و شيبانى
٥٠٦ ص
(٢٥٩)
بررسى كلام ابو حنيفه در مورد معاملات
٥٠٧ ص
(٢٦٠)
كلام مرحوم اصفهانى
٥٠٨ ص
(٢٦١)
بررسى كلام مرحوم اصفهانى
٥٠٩ ص
(٢٦٢)
بررسى كلام ابو حنيفه در باب عبادات
٥١٠ ص
 
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص

اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٥ - ٤- راه حلّ مرحوم بروجردى

پاى «ترك» در ميان نيست. و اختلاف آنها از نظر بعث و زجر است. امر براى «بعث اعتبارى به وجود طبيعت» و نهى براى «زجر اعتبارى از وجود طبيعت» وضع شده است. مقدّمه دوّم: در باب اوامر، اتيان يك وجود از وجودات مأمور به كفايت مى‌كند ولى در باب نواهى بايد همه وجودات منهى عنه را ترك كرد و همان‌طور كه گفتيم: اين مسأله‌اى است كه عقلاء و عرف آن را پذيرفته‌اند، بدون اين كه استناد به وضع يا مسأله‌اى عقلى داشته باشند. [١] اين دو مقدّمه به عنوان دو ركن براى كلام مرحوم بروجردى است. ايشان با حفظ اين دو مقدّمه مى‌فرمايد: زجر متعلّق به تمام وجودات طبيعت را به دو صورت مى‌توان تحليل كرد: صورت اوّل: زجرِ متعلّق به تمام وجودات طبيعت، به زجرهاى متعدّد- به تعدّد افراد طبيعت- منحل شود. اين صورت به همان بيان مرحوم نائينى برگشت مى‌كند. و مرحوم بروجردى اين صورت را اراده نكرده‌اند، هرچند در تقريرات درس ايشان كلمه انحلال مطرح شده ولى مراد ايشان صورت بعدى است. صورت دوّم: زجر مورد بحث، واحد بوده ولى متعلّق آن تمام وجودات طبيعت باشند. عقلاء اين معنا را قبول دارند. ولى به نظر ما (مرحوم بروجردى) مانعى ندارد كه حكم واحد داراى موافقت‌ها و مخالفت‌هاى متعدد باشد. و علت اين كه بعضى اين‌


[١]- ممكن است سؤال شود: آيا همين مقدار كه اين مسئله مورد قبول عرف و عقلاء واقع شده، براى رفع اشكال كفايت نمى‌كند؟ پاسخ اين سؤال منفى است، زيرا ممكن است كسى بگويد: «مولا در باب نواهى خواسته است كه هيچ‌يك از وجودات شرب خمر تحقق پيدا نكند و هنگامى كه يكى از وجودات آن تحقق پيدا كرد، خواسته مولا زير پا گذاشته شده است. و اين ديگر ثابت نمى‌كند كه مولا نسبت به فرد دوّم هم خواسته‌اى دارد».