تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٤٧
۱۵۳۱.ابو هريره روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گتوبه كنند و بر دَرِ آسمان هفتم فرشته اى مى گفت: هيچ سائلى هست تا مرادش بدهند؟ هيچ آمرزش خواهى هست تا بيامرزندش؟»
رسول صلى الله عليه و آله گفت: «من جبرئيل را گفتم: اين درها تا كى گشاده باشد؟ گفت: تا صبح برآمدن. آن گه گفت: خداى را در اين شب آزاد كردگان باشند از آتش دوزخ به عدد موى گوسفندان بنى كلب».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۵، ص ۲۸)
۱۵۳۲.عايشه روايت كرد. شبى از شبهاى نيمه شعبان نوبت منأنت في واد وأنا في واد. رسول صلى الله عليه و آله را ديدم كه يك ركعت نماز بكرد، به قرائت خفيف. چون به ركوع رسيد، چندانى مقام كرد كه شب به نيمه رسيد و چون به ركعت دوم برخاست قرائت خفيف بخواند. چون به سجده شد، چندان مقام كرد كه شب به آخر رسيد و در سجده مى گفت:
سجد لك سوادي وآمن بك فؤادي هذه يداي الّتي جنيتُ بها على نفسي فاغفر لي الذنب العظيم إِنّه لا يغفر الذنب العظيم الاّ الربّ العظيم اعوذ برضاك من سخطك وبعفوك من عقوبتك واعوذ بك منك لا أَحصى ثناء عليك.
چون فارغ شد، در حجره آمد. گفتم: يا رسول اللّه ! اين چه شب است؟
گفت: «نيمه شعبان است. خداى تعالى در اين شب بر مؤمنان امّت من رحمت مى كند، الاّ بر مدمن الخمر و مصرّ بر زنان و ربا و بر آن كه بر پدر و مادر عاق باشد يا صورتگر باشد يا سخن چين بود. در اين شب اعمال بندگان رفع كنند و در اين شب خداى را آزاد كردگان باشد به عدد موى گوسفندان بنى كلب».