تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٦٨
۹۶۸.انس مالك روايت كند كه با رسول عليه السلام بوديم دكارزار مى كرد تا بكشتند او را. رسول عليه السلام بيامد در بالاى سَرِ او بايستاد و گفت: «خداى روى تو سفيد بكرد و بوى تو خوش بكرد و مال تو بسيار كرد».
آنگه گفت: «به خداى كه زنان او را ديدم از حور العين كه با يكديگر منازعه مى كردند در آن جبّه پشمين كه او داشت تا كه با او در آنجا شود».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۶۸۷)
۹۶۹.ابو هريره روايت كند از رسول عليه السلام كه او گفت«مرد مجاهد كه او را شهيد كنند، زخم نيزه و شمشير هم چنان ماند كه كسى قرصه اى به او بر دهد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۶۸۷)
۹۷۰.عبدالرحمن بن عبداللّه روايت كند از رسول عليه السل«خداى را بندگانى باشد كه بخل كند بر ايشان به قتل (يعنى نخواهد كه ايشان را بكشند)، ايشان را از قتل و زلازل و اسقام نگه دارد و عمر ايشان دراز كند در حُسن عمل و روزى فراخ دهد ايشان را و زندگانى دراز در عافيت و قبض روحشان كند در عافيت و جان ايشان بردارد بر بستر نرم و ايشان را به درجه شهيدان برساند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۱، ص ۶۸۷)
۹۷۱.عبداللّه عمر گويد از رسول عليه السلام پرسيديم كه«بلى، بيفزايد؛ چندان كه صاحبش را به بهشت برد و بكاهد؛ چندان كه صاحبش را به دوزخ برد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۱، ص ۶۹۰)
۹۷۲.ابو سعيد خدرى روايت كند از رسول عليه السلام كه او«مجادله يكى از شما در دنيا در حقّى كه او را باشد سخت تر نبود كه مجادله مؤمنان با خداى در حقّ برادران مؤمنشان كه ايشان را به دوزخ برده باشند. گويند: بار خدايا! در حق برادران ما كه به