تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٤ - تفسير ابيات
چقدر بگويم : -
نردبان خلق اين ما و من است عاقبت زين نردبان افتادن است هر كه بالاتر رود ابله تر است كاستخوان او بتر خواهد شكست
اينها همه فروع و نتايجاند ، اصل اين شكستها و بد بختىها از آن جا است كه متكبران نمى دانند
كه ترفع شركت يزدان بود
وقتى كه خود را مرده و تسليم خدا نكردى كه نتيجه اش حيات جاودانى است ، بناى ياغيگرى گذاشته و بجستجوى شركت با خدا خواهى پرداخت . و اگر حيات خود را وابستهء او ساختى ، به آن وحدت خواهى رسيد كه شركت را در آن راه يابى نيست . اين مطلب با گفتگو قابل فهم نيست ، بلكه شرح اين مطلب را از آئينهء اعمال خود درياب .
اگر بخواهم آن چه را كه در درون خود مى بينم باز گو كنم ، در همان لحظه جگرها خون شود و از هم متلاشى گردد . در همين جا بس كنم كه زيركان آن چه را كه گفتم فهميدند - « در خانه اگر كس است يك حرف بس است » خلاصه ، هامان بد سيرت با گفتار ناشايست خود راه فرعون را منحرف نمود و آن لقمهء دولت حقيقى كه تا دهان فرعون رسيده بود ناگهان از گلويش بريد .
هامان خرمن فرعون را به باد فنا داد و پوچش ساخت ، در عالم هيچ پادشاهى را چنين وزيرى مباد -
از چنين همراه بد دورى گزين زينهار الله اعلم باليقين