تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٧ - تفسير ابيات
اگر آن نيكو فر ظاهر خواب آلود دارد ، او بيدار است ، مبادا حماقت بورزى و دستارش را ببرى .
اى لجوج دل آلوده تا چند از افسونگرىهاى ديو منش پيش مصطفى بر گزيدهء خدا خواهى خواند ؟ اين مردان الهى صد هزار گونه شكيبايى دارند كه هر يك در عظمت برابر صد كوه است . بردبارى آنان هشياران را به اشتباه مى اندازد و زيركان صد چشم را گمراه و نابينا مى سازد .
تحمل آنان مانند شراب خوب و نغز است كه اندك اندك وارد مغز مى شود و تأثير خود را به مغز آشنا مى سازد .
از آن شراب پر از شگفتىها ، آدم مست مانند فرزين مست بناى كژ روى مى گذارد . مرد برنا و قوى از آن شراب زود گير و مرد افكن در ميان راه مانند كهنسالان ناتوان بر روى زمين مى غلطد .
مخصوصاً بادهاى كه از خم پيامبر الهى است ، نه آن مى كه مستىاش بيش از يك شب دوام ندارد .
اين همان بادهء طهور است كه اصحاب كهف را سيصد و نه سال از خود بىخود كرده بود و از آن شراب بود كه زنان مصرى پيالهاى سر كشيدند و دستهاى خود را قطعه قطعه نمودند . آن ساحران فرعونى هم كه ايمان آوردند ، بادهء ظهور موسى آنان را مست ساخته بود كه -
دار را دل دار مى پنداشتند
جعفر طيار هم از آن بادهء الهى سر مست بود كه پا و دست خود را در عالم بىخودى در گروگانش گذاشت .