تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٩ - تفسير آيه فاوجس فى نفسه خيفة موسى قلنا لا تخف انك أنت الاعلى
آيه
تفسير ابيات
((١٦٨٨)) اى زر اندوده مكن دعوى ببين كه نماند مشتريت اعمى چنين
((١٦٨٩)) نور محشر چشمها بينا كند چشم بندى تو را رسوا كند
((١٦٩٠)) بنگر آنها را كه آخر ديده اند حسرت جانها و رشك ديده اند
((١٦٩١)) منگر آنها را كه حالى ديده اند سرّ فاسد ز اصل سر ببريده اند
((١٦٩٢)) پيش حالى بين كه در جهل است و شك صبح صادق صبح كاذب هر دو يك صبح صادق را طلب كن اى عزيز تا ز صدق او شوى صاحب تميز
((١٦٩٤)) نيست نقدى كش غلط انداز نيست واى آن جان كش محكّ و گاز نيست باز رو سوى غلام و كتبتش كاو سوى شه مى نويسد نامه خوش
آيه « قالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْه مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى . فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِه خِيفَةً مُوسى . قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ اَلأَعْلى ٢٠ : ٦٦ - ٦٨ . » (١) ( موسى به ساحران فرعونى گفت : بلكه شما وسايل سحرتان را بياندازيد ، ناگهان طنابها و عصاهاى ساحران بوسيله ى سحر آنان ، براى موسى چنان جلوه كرد كه آن طنابها و عصاها حركت مى كنند ، بيمى در درون موسى راه يافت ، ما به او گفتيم بيم و هراس به خود راه مده ، به طور حتم تو بالاترى .
تفسير ابيات موسى با خويشتن يا به خدا چنين مى گفت كه سحر هم مردم را بحيرت دچار مى كند ، چه بايد كرد كه قدرت تمييز ندارند خداوند فرمود من حس تميز آنان را بيدار و عقل نابينا را بينا مى كنم . هنگامى كه معجزه هايت را آشكار سازم ، عقل را با ديدن آنها با فر و شكوه نمايم : من عقل بىتمييز را بينا نموده و نادان محقر را كور خواهم ساخت . اگر چه اين ساحران و جادوگران مانند دريا موج زده و
(١) سوره طه ، آيهء ٦٦ تا ٦٨ . .