تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - ٣ - آيا پرستش بتها و خدايان با اعتقاد به خداى يگانه سازگار است ؟
همين علت نامگذارى را كلبى در كتاب الاصنام در بارهء پنج بت به نام ود ، سواع ، يغوث ، يعوق ، نسر بيان نموده مى گويد : اين پنج نام پنج مرد صالح بود ، موقعى كه همهء آنان در يك ماه مردند ، خويشاوندان آنان زياد ناراحتى كردند و جزع و فزع نمودند . مردى از فرزندان قابيل به آنان پيش نهاد كرد كه اگر بخواهيد پنج بت بشكل آن پنج نفر براى شما مى سازم ولى نمى توانم در آنها روح به دمم . آنان پذيرفتند و آن مرد پنج بت به صورت و بنام آن مردان صالح تراشيد و براى خويشاوندانشان نصب كرد . » [١] نيز با نظر به كلمات افلاطون در اين موضوع اين نتيجه را هم مى توان گرفت كه اصطلاح خدا به موجودات عالى و مبادى اصلى خلقت و چيزهايى كه جنبهء قدس و ما وراى طبيعى دارند بسيار قديمى بوده است . او در فصل يازدهم ص ٢٣٩ از مأخذ مزبور مى گويد :
« بحث از خدايان ديگر و چگونگى به وجود آمدن آنان خارج از توانايى ما است . بر ما لازم است كه در اين موضوع كسانى را كه پيش از ما سخن گفتهاند تصديق كنيم ، زيرا آنان چنان كه مى گويند از فرزندان خدايان هستند و بدون شك و شبهه نياكان خود را روشنتر مى شناسند » .
ب - چنان كه در مبحث پيشين متذكر شديم قبيلهء نزار از عرب در عين بت پرستى خداى بزرگ را پذيرفته و در موقع به جا آوردن اعمال مكه خداى بزرگ را اولًا و بت خود را ثانياً به عنوان شريك كوچك متذكر مى شدند . و موقعى كه اوس بن حجر سوگند مى خورد جملهء سوگندش بدين قرار بود :
و باللات و العزى و من دان دينها و بالله ان الله منهن اكبر (
سوگند به لات و عزى و به كسى كه به دين آنها گرويده است و سوگند به خدا ، به تحقيق خداوند از آنها بزرگتر است ) [٢]
[١] الاصنام ، ص ٥١ . .
[٢] الاصنام ، كلبى ، ص ١٧ . .