تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩ - ٣ - آيا پرستش بتها و خدايان با اعتقاد به خداى يگانه سازگار است ؟
« افلاطون تاكيد مى كند كه ما وراى دو نمونهء اساسى جهان ( مثل و جهان محسوس ) آفرينندهء توانايى وجود دارد كه مى تواند يكى از آنها را به وجود بياورد ( مثلًا نمونه مثل را - و عالم محسوس كه سايهء آن است احتياجى به آفرينش مجدد ندارد . ) و نخستين صفت اختصاصى اين آفرينندهء مطلق اين است كه علت فاعلى است . . . و اين آفرينندهء مطلق است كه نظم و جمال را به وجود مى آورد . » [١] باز در فصل چهارم در مبحث روح عالم مى گويد :
« روح عالم نخستين و قديمى ترين مصنوع خدا است ، آن هم موجود الهى است . » [٢] با اين حال كه افلاطون به وجود خداى بزرگ يقين و اعتقاد دارد .
« ارواح بشرى را از ساخته هاى خدايان ثانوى معرفى مى كنند . » [٣] در جاى ديگر مى گويد :
« پس خداوند به آفرينش ساير كائنات شروع كرد و آنها را به صورت طبيعت مثل قرار داد . . . چيست آن مثل ؟ و شماره آنها چقدر است ؟ اين مثل چهار تا است :
يك - جنس خدايان آسمانى ( مثلًا مجردات ) .
دو - جنس بالدار كه در هوا شناور است .
سه - نوع آبى . چهار - جنسى كه با پاهايش راه مى رود . » [٤] بدين سان از مجموع روش فكرى افلاطون چنين بر مى آيد كه موجودات عالى و مبادى اصلى خلقت و آن چه را كه جنبهء قدس و ما وراى طبيعى دارد ، خدا مى نامد .
[١] طيماوس ، افلاطون ، ص ٥١ و ٥٢ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٥٥ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٢٥ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ٢٣٥ . .