تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - ٢ - عامل گرايش به بت پرستى
جويى و بر طرف كردن ناتوانى بوده است . عامل ديگرى براى پرستش بتها همان است كه ابو ريحان بيرونى متذكر مى شود . مطلب ابو ريحان به خاصيت روانى انسانها تكيه مى كند .
او مى گويد : « معلوم است كه طبيعت مردم عوامل همواره ميل به محسوس و تنفر و وحشت از معقول دارد ، زيرا معقول از آن مردم دانا است كه در هر زمان و مكان در اقليتاند .
و به همين جهت بوده است كه شمارهء فراوان اقوام و ملل به صورتگرى و مجسمه سازى اشتياق نشان دادهاند » . [١] اين مطلب را زيد بن عمرو بن نفيل پس از اسلام آوردن و ترك بت پرستى متذكر شده و مى گويد :
تركت اللات و العزى جميعا كذلك يفعل الجلد الصبور فلا العزى ادين و لا ابنتيها و لا صنمى بنى غنم ازور و لا هبلا ازور و كان ربا لنا فى الدهر إذ حلمى صغير [٢] (
لات و عزى هر دو را رها كردم و اين كارى است كه آدم بردبار انجام مى دهد . نه عزى را مى پرستم و نه دو فرزندش را و نه دو بت بنى غنم را زيارت مى كنم و نه بديدار هبل مى روم كه در آن روزگاران كه رويا و مشاعرم كوچك بود براى ما خدايى مى كرد ) .
همچنين ابو ريحان بيرونى مطلبى را كه از ارسطو نقل مى كند ، مى تواند شاهد اين موضوع باشد كه بت پرستى و خدايان تراشى كار عاميان بوده است . او مى گويد : رسالهاى از ارسطو در پاسخ برهمنان وجود دارد كه اسكندر براى او فرستاده است . در آن رساله چنين آمده است كه « اما اين كه مى گوييد كسانى از يونانىها وجود دارند كه مى گويند بتها سخن مى گويند و يونانىها براى بتها قربانى ذبح
[١] تحقيق ماللهند ، بيرونى ص ٨٤ . .
[٢] الاصنام ، كلبى ص ٢٢ . .