تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٠ - تفسير ابيات
توضيح
تفسير ابيات
و اعصار پى در پى تجزيه و تحليل شده و حقايق فراوانى را در اختيار شما گذاشتند ، از پوست ظاهرى گياهان و آب و سنگ و آهن به الكترونها و پروتونها رسيديد ، بنا بر اين با كدامين منطق معتقديد كه نمى توانيد از عقول جزئى و حياتهاى جزئى به سوى عقل كل گام برداريد .
بدان جهت كه عقل كل جلوه گاه جلال و جمال ابدى است ، زيبا است ، تو وقتى كه زيبايى اين زير بنا و نهايت هستى را دريافتى زيبايى همهء عالم را خواهى پذيرفت .
توضيح - در باره حقيقت عقل كل و مقايسهء نظريه جلال الدين در اين باره با نظريهء هگل آلمانى مباحث مشروحى در مجلدات گذشته مطرح كردهايم ، مراجعه شود .
تفسير ابيات همه عالم صورتى از عقل كل است . اين عقل كل بمنزله پدر هر انسانى است كه شايستهء خطاب به دريافت حقيقت است .
كسى كه با عقل كل كفران مى ورزد ، صورت آن عقل كل كه اين جهان هستى است ، براى او مانند سگ خواهد بود ، با عقل كل كه پدر حقيقى تست آشتى كن و با او ستيزه و تمرد مكن ، آن گاه زيبايى طلايى اين آب و گل تيره را درياب .
تو مى توانى وضع روحى خود را از دگرگونى كه قيامت در زمين و آسمانها ايجاد خواهد كرد درك كنى و بدانى كه وقتى كه ديد انسان عوض شود ، همين جهان قيافهء ديگرى به او نشان مى دهد .
من كه با اين پدر واقعى دائماً در حال صلح و صفا هستم ، اين جهان را بهشت مى بينم كسى كه با عقل كل رابطهاى برقرار كرده است ، در هر لحظه صورت تازه و جمال تازهاى را مى بيند و ملالى در درونش راه نمى يابد . آرى -
من همى بينم جهان را پر نعيم آبها از چشمه ها جوشان مقيم شاخه ها رقصان شده چون ماهيان برگها كف زن مثال مطربان