تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٩ - تحرك بدن از انديشه و خوبى و پليدى آن مربوط به محتويات روان آدمى ، و روان آدمى محصولى از ماده بوده و آن چه كه ما فوق ماده است به سطح عميق قلب آدمى مربوط است
((٣٠٥٤)) اين بدن مانند آن شير عَلَم فكر مى جنباند او ار دمبه دم
((٣٠٥٥)) فكر كان از مشرق آيد آن صباست وان كه از مغرب دبور با وباست
((٣٠٥٦)) مشرق اين باد فكرت ديگر است مغرب اين باد فكرت ز ان سر است
((٣٠٥٧)) خود جماد است و بود شرقش جماد جانِ جانِ جان بود شرقش فؤاد
تحرك بدن از انديشه و خوبى و پليدى آن مربوط به محتويات روان آدمى ، و روان آدمى محصولى از ماده بوده و آن چه كه ما فوق ماده است به سطح عميق قلب آدمى مربوط است جلال الدين در ابيات گذشته با بيانات مختلف چند مسئله را كه در ابيات مورد تحليل ديده مى شود مطرح نموده است :
١ - بدن مادى آدمى با قطع نظر از انديشه موجود بسيار ناچيز است ، نه تحركى دارد و نه تحولى -
اى برادر تو همان انديشه اى ما بقى خود استخوان و ريشه اى
اين انديشه مى تواند عامل تحركات و تحولات خود آگاه براى كالبد مادى بوده باشد كه در ساير جانداران و نباتات و جمادات ديده نمى شود .
ولى مجرد تحرك و تحول آدمى به وسيلهء انديشه موجب ورود او در منطقهء ارزشها نخواهد بود ، زيرا ٢ - بايد ديد انديشهء آدمى روى كدامين واحدها و قضايا فعاليت مى كند ؟ و به اصطلاح جلال الدين نسيم اين انديشه از كدام سمت مى وزد ، مقصود از سمت ، همان انگيزه ها است كه انديشه را به وجود آورده و آن واحدهاى خام است كه انديشه روى