تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٤ - تفسير ابيات
عدو ما جهله » ( مرد دشمن چيزى است كه آن را نمى داند ) .
تفسير ابيات اى فرعون احمق ، چه بايد كرد ، زيرا سر و كار من با تست كه جز همين مزاياى مادى مزيتى را درك نمى كنى و طعم آن را نمى چشى . لذا مجبورم از اين راه تا بتوانم ترا به حركت به سوى كمال وادار كنم - آرى -
چون كه با كودك سر و كارت فتاد هم زبان كودكى بايد گشاد
بايد به كودكى كه مى خواهى دانش فرا بگيرد ، بگويى : فرزند عزيزم برو به مكتب براى تو مرغ مى خرم ، يا مويز و گردو و فستق مى آورم . تو كه اى فرعون مزيتى و نعمتى جز جوانى سراغ ندارى ، بگير اين جوانى را چنان كه خر جو را مى گيرد ، چنان جوان خواهى ماند كه چروكى به رخسارت نيفتد و اين جوانى با شكوهت هميشه تازه بماند .
نه سفيدى ابرو نشانى از پيرى برويت آورد و نه قامت چون سروت خميده گردد ، و نه زور جوانى ترا وداع گويد و نه بدندانهاى سيمينت دردى و خللى راه يابد .
شهوت و هم خوابگى و شوهرى تو آن ضعف را نبيند كه زنها را دل تنگ مى سازد مويت سفيد نشود و پشتت خم نگردد و لحظه به لحظه و دمبه دم خوشتر و شادمانتر گردى همان گونه فر و طراوت جوانى را بر تو باز كند كه مژده عكاشه به خروج ماه صفر و ورود ربيع الاول كه به پيامبر داد .