تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٢ - تفسير ابيات
اى دريغا ، عشق اين خانه پر زر و زيور در دلم كارگر شد و از گنج نهان در آن خانه دور و بىنصيب ماندم من از گنج مخفى بدن بىخبر بودم و گر نه تبر را دستاويز مى كردم و داد آن تبر را از خانه و گنج مخفى در آن مى گرفتم و خود را از اندوه رها مى ساختم . ديده بر نقش دوختم و كودك وار به آن نقش عشق باختم آن حكيم كاميار سنايى در كتاب الهى نامه چه اندرز نيكويى داده است كه - تو طفلى و خانه بدن پر نقش و نگار ، براى وصول به هدف اعلاى وجود گرد از دودمان اين خانه پر نقش و نگار بر آور .
فرعون سپس گفت :
بس كن اى موسى بگو وعدهء سيم كه دل من ز اضطرابش گشت گم
موسى عليه السلام فرمود : فضيلت سوم ملك دو برابر يعنى ملك دو جهان طبيعى و ما وراى طبيعى است كه خصم و دشمنى ندارد ، خيلى با عظمتتر از اين ملكى كه در دست خود دارى ، اين ملك پر از جنگ و ستيز و آن ملك سرتاسر صلح و صفاست .
آن خدايى كه در اين وضع محاربه با خدا ، اين ملك عظيم را بتو داده است اگر آشتى و سلم و صفا پيشه كنى چه خواهد داد ؟ خداوندى كه از كرمش با اين جفا كاريهاى تو عنايت مى كند ، اگر وفا پيشه باشى چه لطفها بتو خواهد نمود فرعون گفت : فضيلت چهارم چيست ؟ زود بگو كه حرصم زياد و صبرم از دست رفته است ؟ فرمود : جوان خواهى ماند ، مويت سياه و رنگ چهره ات ارغوانى خواهد گشت . رنگ و بورا كه گفتم ، به جهت پست نگرى تو بود ، و الا رنگ و بو كاسد است و ارزش ندارد . افتخار به رنگ و بو و موقعيت وسيلهء شادى و فريب كودكان است .