تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣ - مناجات
انحراف از آنها جايز نيست ، قرار داد ، و لكن علت ظهور آن نامعلوم و طبيعت آن كاملًا شخصى و چيزيست مخصوص كه منشا ابتكار و اختراع و نبوغ هر كسى شمرده مى شود . » [١] اكنون اين مسئله پيش مى آيد كه كدام يك از دو گروه متفكرين صحيح مى گويند ؟ آيا انديشه ، اساسىترين و منحصرترين وسيلهء انسانها در واقع يابى است ، يا يك عالم درجه دوم است كه فعاليت نسبىاش در پيش رفت انسانها اثرى داشته است ؟ به نظر مى رسد هر يك از دو گروه نيمى از حقيقت را در موضوع انديشه باز گو كرده است . زيرا جاى ترديد نيست كه براى حل يك مجهول انديشه هاى مناسب آن مجهول بايد بكار بيافتد ، يك انسان بازرگان حرفهاى هرگز موفق به حل يك مجهول رياضى عالى نخواهد گشت . يك حقوقدان هر اندازه هم زبردست بوده باشد نخواهد توانست مجهولى را از كيهان شناسى حل و فصل نمايد .
امكان ندارد در ذهن يك متخصص ذوب فلزات مجهولاتى از روان پزشكى حل شود .
بنا بر اين براى كشف يك مجهول در يك قلمرو خاص انديشه هاى مناسب آن قلمرو و مقدمات مجهول لازم است ، كسانى كه مى گويند : حل مشكلات و برداشتن پرده از روى اسرار جهان هستى با انديشه صورت نگرفته است ، استدلالى دارند كه در اين مطلب خلاصه مى شود ، مى گويند : اگر كسى تمام عمرش را در تحقيقات مربوط به راه درست انديشيدن صرف كند و به اصطلاح تمام زندگيش را در شناخت قواعد منطقى از هر نوع كه باشد مانند منطق ارسطويى ، منطق سمبوليك ، منطق وضعى ، منطق رياضى بگذارند ، با اين حال ممكن است كوچكترين گامى در راه كشف واقعيات جهان خارج از خود بر ندارد . حتى آن شخص مبتكر و مكتشف
[١] شناخت روشهاى علوم ، فليسين شاله ، ترجمهء آقاى مهدوى ، ص ٤٢ . .