تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢ - مناجات
گسترش و عمق انديشهء تابناك جلال الدين در چه درجهاى بوده است ؟ [١] براى توضيح مسئلهء فوق مجبوريم يك مقدمه كوتاه در بارهء انديشه و ارزش آن بيان كنيم .
اين اصل جاى ترديد نيست كه بزرگترين عامل پيش رفت كاروانيان بشرى در سنگلاخ پر پيچ و خم تاريخ و در كشف رموز جهان هستى انديشه بوده است .
بعضى از متفكران و فلاسفه روى مشاهدات فراوانى در قلمرو دانش و صنعت و هنر معتقد شدهاند باين كه انديشه عنصر درجهء دوم در پيش رفت انسانها بوده است نه عامل اساسى و منحصر .
وايتهد ( آلفرد نورث ) در كتاب ماجراها و نفوذ ايده ها مى گويد : « اين يك اشتباه محض است كه به وسيلهء كتابها و سخنرانىهاى مردان برجسته گفته مى شود كه بشر در پيش رفت خود مرهون انديشه است . واقعيت مخالف اين نظريه است ، زيرا شمارهء فراوانى از عوامل پيش رفت بشريت ناشى از انديشه نبوده است .
كلود برنار مى گويد :
« هيچ قاعده و دستورى نمى توان به دست داد كه هنگام مشاهدهء امرى معين در سر محقق ، فكرى درست و مثمر كه يك نوع راهيابى قبلى ذهن به تحقيق صحيح باشد ، ايجاد شود ، تنها پس از آن كه فكر به وجود و ظهور پيوست ، مى توان گفت : چگونه بايد آن را تابع دستورهاى معين قواعد منطقى مصرح كه براى هيچ محقق
[١] اين مقدمه را در انجمن قلم ايران ، همكارى جهانى نويسندگان در تاريخ ١٥ - ٧ - ١٣٥٢ سخنرانى كردهام . .