المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨٩ - رأى ابن عصفور و تبعيت مصنف از وى
مفعول سوّم در باب « ارى »:
در كتاب ارتشاف آمده است كه ابن هشام ادّعاء اتّفاق نموده براينكه اقامه مفعول سوّم بجاى فاعل ممنوع است.
ولى اينطور نيست و اجماع و اتّفاقى برمنبع نمىباشد چه آنكه در كتاب مخترع مصنّف آن جواز نيابت اينمفعول از فاعل را به برخى از ادباء نسبت داده و از ايشان نقل كرده است و بهرتقدير همانطورى كه فعل يك فاعل نميتواند بيشتر داشته باشد از فاعل نيز بيش از يك شيئ نيابت جايز نيست.
قوله: لانّه مبتداء: ضمير در « لانّه » به مبتداء راجع است.
قوله: و هو اشبه بالفاعل: ضمير « هو » به مبتداء راجع است.
قوله: فانّ مرتبته قبل الثّانى: ضمير در « مرتبته » به مفعول اوّل عود مىكند.
قوله: ففعل ذلك: مشار اليه « ذلك » نيابت مفعول اوّل از فاعل مىباشد.
قوله: للمناسبة: يعنى بجهت مناسبت نيابت مفعول اوّل از فاعل زيرا همانطوريكه مرتبه مرفوع برمنصوب مقدّم است، مرتبه مفعول اوّل نيز برمفعول دوّم مقدّم مىباشد پس تناسب اقتضاء مىكند مفعول اوّل بجاى مرفوع يعنى فاعل واقع شود.
قوله: و تبعهم المصنّف: ضمير منصوبى « هم » به ابن عصفور و جماعت راجع است.
قوله: و لم يكن جملة: ضمير در « لم يكن» به مفعول دوّم راجع است.
قوله: كما فى التّسهيل: يعنى همانطورى كه مصنّف اين شرط دوّم را در كتاب تسهيل گفته است.
قوله: منع اقامته: يعنى اقامه مفعول، سوّم از فاعل.
قوله: و ليسى كذلك: يعنى و ليس الامر كما فى الارتشاف و بعبارت روشنتر اينطور نيست كه ممنوع بودن اقامه مفعول سوّم از فاعل اتّفاقى باشد.
قوله: جوازه عن بعضهم: ضمير در « جوازه » به اقامه مفعول سوّم بجاى فاعل راجع است و ضمير در « بعضهم » به ادباء عود مىكند.