المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨٧ - رأى ابن عصفور و تبعيت مصنف از وى
رأى ابن عصفور و تبعيّت مصنّف از وى
ان عصفور و جماعتى ديگر از ادباء با مشهور مخالفت كرده و اقامه مفعول دوّم بجاى فاعل را در دو باب مزبور تجويز كردهاند و مصنّف نيز به تبعيّت از ايشان گفته است:
من از نيابت مفعول دوّم بجاى فاعل منعى نمىبينم و اقامه آن بجاى فاعل جايز است مشروط باينكه:
اوّلا: قصد متكلّم ظاهر و روشن باشد و از نيابت مفعول دوّم اينطور نباشد كه قصد و اراده متكلّم برمخاطب مخفى بماند مثلا در جمله:
ظننت زيدا قائما (گمان كردم كه زيد قائم است).
زيدا، مفعول اوّل و قائما مفعول دوّم براى « ظننت » مىباشند حال اگر فعل مجهول شود و مفعول دوّم يعنى « قائما » بجاى فاعل قرار گيرد و بگوئيم:
ظنّ قائم زيدا (گمان شد كه قائم است زيد).
چون قصد متكلّم براى مخاطب معلوم است يعنى مستمع مىداند كه وى مىخواهد بگويد پنداشته شد كه زيد قائم است نه قائم زيد مىباشد از اينرو نيابت قائم از فاعل اشكالى ندارد و وجه معلوم بودن مراد آنستكه واضح و روشن بوده لاجرم پس از دخول « ظنّ » زيد مفعول اوّل و قائم مفعول دوّم آن مىشود و بعد از مجهول شدن فعل اگرچه قائم مقدّم برزيد و بجاى فاعل واقع شود ولى معذلك اشتباهى رخ نداده و هركس مىداند كه آن مفعول دوّم بوده و زيد مفعول اوّل مىباشد از اينرو نيابت آن از فاعل بىاشكال است بخلاف مثال:
ظننت زيدا عمروا.
( گمان كردم زيد را كه عمرو است).
كه در اينمثال پس از مجهول شدن « ظنّ » اگر عمرو را بجاى فاعل قرار