المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨٨ - رأى ابن عصفور و تبعيت مصنف از وى
دهيم مخاطب نمىداند كه آن مفعول اوّل بوده و اكنون نيابت از فاعل كرده و يا زيد مفعول اوّل بوده است زيرا هردو معرفه بوده و از اين ناحيه نمىتوان قرينهاى در دست داشت و بواسطه آن مفعول اوّل را از دوّم مشخّص كرد لاجرم در اينمثال نيابت مفعول دوّم از فاعل جايز نيست.
و ثانيا: مفعول دوّم جمله و ظرف نباشد چنانچه مصنّف در كتاب تسهيل اين شرط را قائل شده.
و مثال نيابت مفعول دوّم از فاعل كه جامع شرائط باشد مانند اينكه در مثال:
جعل اللّه ليلة القدر خيرا من الف شهر.
( قرار داد خداوند شب قدر را بهتر از هزار ماه).
بگوئى:
جعل خير من الف شهر ليلة القدر.
( قرار داده شد بهتر از هزار ماه شب قدر).
شاهد در « خير من الف شهر» است كه مفعول دوّم براى « جعل » بوده و همچون شرائط مذكور را دارا است بعد از مجهول شدن « جعل » مىتوان آنرا نائب فاعل قرار داد.
و مثال آنجائيكه مفعول دوّم جمله باشد مانند: ظننت زيدا كتب رسالة.
كه در اينمثال جمله « كتب رسالة» مفعول دوّم براى « ظننت » است حال پس از مجهول كردن آن جايز نيست « كتب رسالة» را نائب فاعل قرار دهيم.
و مثال آنجائيكه مفعول دوّم ظرف باشد مانند: ظننت عمرا عندك.
در اينمثال « عندك » ظرف بوده و مفعول دوّم است براى « ظننت » حال پس از مجهول كردن آن جايز نيست آنرا نائب فاعل قرار دهيم.
سپس شارح گويد:
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٢ ؛ ص٧٨٨
چه گفتيم حكم مفعول اوّل و دوّم باب ظنّ و ارى بود، امّا حكم