شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٤٧ - نهى از نااميدى
دعاى ابو حمزه:
«فلا توحش استئناس ايمانى و لا تجعل ثوابى ثواب من عبد سواك فانّ قوما آمنوا بالسنتهم ليحقنوا به دمائهم،فادركوا ما امّلوا و انّا آمنّا بك بالسنتنا و قلوبنا لتعفوا عنّا فادركنا ما امّلنا و ثبّت رجائك فى صدورنا و لاٰ تُزِغْ قُلُوبَنٰا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنٰا وَ هَبْ لَنٰا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهّٰابُ [١]،
خدايا!انسم را كه بواسطه ايمان به تو دارم،مبدّل به وحشت مكن و ثوابم را ثواب كسى كه غير تو را پرستيده قرار مده،زيرا قومى به زبانشان ايمان آوردند تا با آن خونشان را حفظ كنند پس به آرزويشان رسيدند ولى ما با دل و زبان به تو ايمان آورديم تا از گناهانمان درگذرى ما را هم به آرزويمان برسان و اميدت را در دلهايمان ثابت قرار ده و دلهاى ما را پس از آنكه ما را هدايت كردى(از راه حق)منحرف مكن و از پيشگاهت رحمتى به ما عطا كن،همانا تو بسيار بخشندهاى.»
ايمان به خدا و رسول،سبب امنيت و آرامش خاطر مىگردد و در واقع مومن خود را از هر خطر و عذابى در پناه امن الهى قرار مىدهد در نتيجه دنيا و آخرتش تامين مىشود.
امير المومنين على عليه السّلام مىفرمايد:«ايمان حقيقى ايمانى است كه در دل جاى داشته به زبان اظهار شود و در عمل نمودار شود [٢]».
امام چهارم در اين بخش از دعا مىفرمايد:خدايا!ايمانم زبانى نباشد مانند عدهاى كه فقط براى حفظ خونشان اظهار اسلام مىكنند و در حقيقت استحقاق هيچ ثواب و پاداشى ندارند و عبادتشان براى غير خدا است و به هدف دنيائيشان مىرسند در جائى كه ايمانداران واقعى آرزويشان رسيدن به عفو و رحمت خدا
[١].آل عمران(٣)٨/.
[٢].نهج البلاغه،حكمت ٢٢٧.