شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣٣ - امهال و استدراج
(همانا بردبارى خداى سبحان نسبت به نافرمانيهاى تو،به تو جرأت داد و به نابودى خودت تشويق و تحريك نمود.)
امام صادق عليه السّلام:«كم من مغرور بما انعم اللّه عليه.و كم من مستدرج يستر اللّه عليه و كم من مفتون بثناء النّاس عليه [١]»:(چهبسا فريبخورده به نعمتى كه خداوند به او داده و چهبسا غافلگيرى كه پردهپوشى خدا به تدريج به عذاب و هلاكت افتند و چه بسيار كسى كه از ستايش مردم درباره خود گول خورده و به غرور افتاده است.)
دعاى ابو حمزه:
«الهى لم اعصك حين عصيتك و انا بربوبيّتك جاحد و لا بامرك مستخفّ و لا لعقوبتك متعرّض و لا لوعيدك متهاون لكن خطيئة عرضت و سولّت لى نفسى و غلبنى هواي و اعانني عليها شقوتي و غرّني سترك المرخى عليّ، فقد عصيتك و خالفتك بجهدى فالآن من عذابك من يستنقذنى و من ايدى الخصماء غدا من يخلّصنى و بحبل من اتّصل ان انت قطعت حبلك عنى، اى خداى من!هنگامى كه به معصيت پرداختم تو را از روى انكار خداونديت،نافرمانى نكردم و فرمانت را سبك نشمردم و در مقابل عقابت سينه سپر نكردم و وعدۀ مجازاتت را خوار و بىاهميت ندانستم؛بلكه نافرمانيم خطائى بود كه عارض شد و نفس زشت بر من شبههكارى كرد (گناه را در نظرم زينت داد)و هوا و هوس بر من غلبه كرد و بدبختى كمكم نمود و ستّاريت و پردۀ آويختهات است مغرورم ساخت تا آنكه به كوشش و اختيار،تو را عصيان و مخالفت كردم.اكنون از عذاب تو چه كسى مرا نجات خواهد داد و فردا از دست دشمنان،چه كسى خلاصم تواند كرد؟ و اگر رشته محبتت را از من بريدى به رشته چه كسى چنگ زنم؟»
[١].نهج البلاغه،كلمه قصار ١١٦،با كمى تفاوت.