شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٢٧ - بسط يد خداوند و تصرّف در تمام زمانها و مكانها
عقائد يهود(حداقل برخى از يهوديان زمان نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين بود كه خداوند وقتى عالم را خلقت فرمود ديگر تصرفى در جريان حوادث عالم ندارد و تغيير و تبديلى نمىدهد بلكه نمىتواند بدهد!!و شايد اين جملۀ:«جفّ القلم بما هو كائن،قلم پروردگار به آنچه هست خشكيد»را(كه نزد عارف و فيلسوف معناى صحيح و غير قابل انكارى دارد)به همين عقيده خودشان تطبيق مىكردند و خداوند هم در سوره مائده همين مطلب را از آنها حكايت مىكند كه مىفرمايد:
قٰالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ يَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشٰاءُ [١]:«يهود گفتند:دستهاى خدا در غل و زنجير است؛بسته باد دستهاى خودشان!بلكه هر دو دست خدا(كنايه از قدرت تامه حق است)باز مىباشد،و هر گونه بخواهد انفاق مىكند.»
همچنين يهود وقتى اين آِیه قرآن را از زبان نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدند كه مىفرمايد:
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً [٢]:«كيست كه به خدا قرض الحسنه بدهد؟»
گفتند:خدا فقير است و ما غنى!آِیه ١٨١ سورۀ آل عمران اشاره به سخن آنان دارد:
لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِينَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِيٰاءُ :«به تحقيق خداوند سخن كسانى كه گفتند خدا فقير است و ما غنى،شنيد.»
ولى برخلاف پندار يهود به حكم عقل و شهادت آيات قرآن،جهان هستى همچنان كه در اصل وجود نيازمند به خداوند است،در بقاء نيز نياز به او دارد و از هر جهت وابسته به خدا است و در تحت تصرف او است.جمله«يا باسط اليدين بالرّحمة»در اين قسمت از دعاى ابو حمزه از امام سجاد عليه السّلام بر همين اساس است و سورۀ«الرحمن»نيز به همين معنا دلالت دارد كه مىفرمايد:
[١].مائده(٥)٦٤/.
[٢].بقره(٢)٢٤٥/.