شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٢٤ - طبع بشريت و اقتضاى بديها
خير(مال)به او رسيد بخل مىورزد.»
طبيعت انسان در مقابل گرفتاريها بىتاب است و اگر چيزى در دست داشته باشد از بخشش آن بخل مىورزد و در مقابل مشكلات ضعيف و ناتوان است.
در سوره احزاب در معرّفى روحيۀ ستمگرى و نادانى انسان مىفرمايد: إِنَّهُ كٰانَ ظَلُوماً جَهُولاً [١]:«حقّا كه انسان خيلى ظالم و جاهل است.»
و نيز انسان در قرآن به عنوان«قتور»يعنى«ممسك»و«كفّار» [٢]يعنى بسيار ناسپاس معرّفى شده است.مىفرمايد:در حقيقت اينگونه خوىها در سرشت انسان وجود دارد و منشأ وادار كردن انسان به بدى است.لذا خداوند در سوره يوسف مىفرمايد:
مٰا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّٰارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّٰ مٰا رَحِمَ رَبِّي [٣]يوسف عليه السّلام فرمود:«خود را نمىستايم و بىعيب و تقصير نمىدانم؛زيرا كه نفس بسيار واداركننده به بدى است مگر اينكه لطف پروردگار انسان را دريابد و كمك كند.»
توجه به اين نكته لازم است كه اينگونه معرّفيها كه دربارۀ انسان اشاره شد،به اصطلاح منطق،قضيه طبيعيه است كه حكم طبيعت را بيان مىكند و اين صفات وجودشان در حد اقتضا است و قابل كنترل و جلوگيرى است و منافات ندارد كه افرادى با خصوصيات مخصوص به خودشان-كه به اصطلاح-خصوصيات فرديّه خوانده مىشود،اينگونه طبايع و خويها در آنها تحت تأثير ايمان و تقوا قرار گيرد و يا به تعبير ديگران بعد الهى انسان،اين صفات و خويهاى ناپسند را تحت تأثير قرار دهد به طورى كه اثر بد نداشته باشند و بديهايشان بروز و ظهور نكند و بلكه انسان مظهر نيكيها و خيرات و نمايانگر احسانات الهى باشد.
[١].احزاب(٣٣)٧٣/.
[٢].اسراء(١٧)١٠٠/،ابراهيم(١٤)٣٤/.
[٣].يوسف(١٢)٥٣/.