شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٩٦ - نعمت و احسان
نعمت و احسان
دعاى ابو حمزه:
«الهى ربّيتنى فى نعمك و احسانك صغيرا و نوّهت باسمى كبيرا فيا من ربّانى فى الدّنيا باحسانه و تفضّله و نعمه و اشار لى فى الآخرة الى عفوه و كرمه،معرفتى يا مولاى دليلى عليك و حبّى لك شفيعى اليك و انا واثق من دليلى بدلالتك و ساكن من شفيعى الى شفاعتك ادعوك يا سيّدى بلسان قد اخرسه ذنبه ربّ اناجيك بقلب قد اوبقه جرمه،
پروردگارا!هنگام كودكيم مرا به نعمت و احسان خود تغذيه كردى و در بزرگيم نام مرا بزرگ كرده آبرويم بخشيدى.پس اى آنكه مرا در دنيا با احسان و بخششت رشد دادى و به سوى عفو و كرمت در آخرت،راهنمايى كردى.شناخت من نسبت به تو(اى مولاى من)برهانى است بر هستى و مهر و دوستى من به تو،واسطۀ من است به سوى تو و من به راهبرى اين راهنمائى(دوستى و شناخت)به سويت اطمينان دارم و از شفيعم به سوى شفاعت تو آرامش خاطر دارم.اى بزرگ و آقاى من!تو را به زبانى مىخوانم كه گناه،آن را لال نموده و با قلبى با تو رازگوئى مىكنم كه جرمش آن را از تو فرارى داده است.
از جمله امورى كه در اين چند جمله از دعا به آنها توجه شده يكى اين است كه الطاف خداوند كه همواره يار و مددكار انسان است،به اقتضاى دورانهاى مختلف زندگى انسان، جلوههاى گوناگون دارد.در كودكى انسان به وسيله دامن پر مهر مادر و سرپرستى حكيمانه پدر،بزرگ مىشود و در بزرگى،اعتبار و آبروى اجتماعى به انسان عزت مىدهد و نيز لطف خداوندى است كه به انسان جرأت داده كه با همين زبان آلوده به گناه،باز از درگاه خداوند مسئلت كند و با اين دل فرارى از حق،باز راز خود را با خدا در ميان گذارد.