شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٠٠ - دعاى ابو حمزه ثمالى
تكذّب ظنّى باحسانك و معروفك فانّك ثقتى و لا تحرمنى ثوابك حسن ظنّ مرا به احسان و نيكىات نادرست مگردان زيرا تو مورد اطمينان محكم منى و از پاداش نيكيت محرومم مساز كه فانّك العارف بفقرى الهى ان كان قد دنا اجلى و لم يقرّبنى منك تو به ندارى من آشنايى خدايا اگر مرگم نزديك شده ولى كردارم مرا به تو نزديك نكرده عملى فقد جعلت الاعتراف اليك بذنبى وسائل عللى الهى ان من اعتراف به گناهم را وسيله عذر خويش به درگاهت قرار دهم،خدايا اگر درگذرى كيست كه سزاوارتر از تو عفوت فمن اولى منك بالعفو و ان عذّبت فمن اعدل منك فى به گذشت باشد و اگر عذاب كنى پس كيست كه در حكم عادلتر از تو باشد؟ الحكم ارحم فى هذه الدّنيا غربتى و عند الموت كربتى و فى القبر رحم كن در اين دنيا به غربتم و هنگام مرگ به غمزدگيم و در قبر به وحدتى و فى اللّحد وحشتى و اذا نشرت للحساب بين يديك ذلّ تنهاييم و در لحد به وحشت و بىكسيم و هنگامى كه در برابرت به پاى حسابم آورند به خوارى موقفى و اغفر لى ما خفى على الاّدميّين من عملى و ادم لى ما به جايگاهم رحم كن و بيامرز براى من آنچه از كردارم كه بر مردم پوشيده مانده و ادامه بده برايم آنچه را كه بدان مرا سترتنى و ارحمنى صريعا على الفراش تقلّبنى ايدى احبّتى پوشاندى و در آن حال كه در بستر مرگ افتاده و دستهاى ياران مرا به اين سو و آن سو كنند، و تفضّل علىّ ممدودا على المغتسل يقلّبنى صالح جيرتى و تحنّن بر من رحم كن و در آن حال كه روى سنگ غسالخانه دراز كشيدهام و همسايگان شايستهام به اطراف مىگردانند، علىّ محمولا قد تناول الاقرباء اطراف جنازتى وجد علىّ منقولا بر من تفضل كن و هنگامى كه خويشان اطراف جنازهام را بر دوش گرفتهاند با من مهربانى فرما قد نزلت بك وحيدا فى حفرتى و ارحم فى ذلك البيت الجديد و هنگامى كه تك و تنها در ميان گودال قبر بر تو وارد شوم بر من بخشش كن و به غربت من در آن خانه تازه و نو