شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٣٦ - ورع اساس تقوا
شده براى باز ايستادن و خوددارى از مباح و حلال»
بنا بر معناى ابن اثير،ورع حالتى است بالاتر از تقوا چون تقوا پرهيز از محرمات است اما ورع در خوددارى از مباحات هم به كار مىرود.
امام على عليه السّلام مىفرمايد:«الورع أساس التّقوى» [١]:(اساس تقوا ورع مىباشد.)
بعيد نيست از اين كلام استفاده شود حالت ورع بالاتر از تقوى است و وقتى انسان مشتبهات و بعضى مباحات را مرتكب نشده مسلما محرمات را نيز ترك مىكند و به مقام تقوا مىرسد.
و نيز فرمود:«ورع المرء ينزّهه عن كلّ دنيّة»:(ورع و پاكدامنى مرد او را از هر امر پستى منزه و پاك مىكند.)
«الورع الوقوف عند الشّبهة»:(ورع بازايستادن در نزد شبهه و اقدام نكردن به امر مشتبه به حلال و حرام است.)
پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمايد:«جلساء اللّه غدا أهل الورع و الزّهد فى الدنيا» [٢]:
(همنشينان خداوند فرداى قيامت اهل پاكدامنى و زهد در دنيا هستند.)
مرحوم مجلسى قدّس سرّه از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند:«اصل ورع عبارت است از محاسبۀ نفس،صدق در گفتار و صفا و پاكى در دادوستد،خارج شدن از هر شبههاى و دور انداختن هر عيب و يا ريبهاى،دورى از هرچه براى انسان فايده ندارد،ترك گشودن درهايى كه نمىداند چگونه ببندد،مجالست نكردن با كسى كه امر واضح برايش پذيرفتنش مشكل است،مصاحبت نكردن با كسى كه امر دين را سبك مىشمارد و ترك علمى كه قلبش تحمل آن را ندارد و گوينده آن را نمىفهمد، و ترك پيوند با كسى كه از خدا بريده است» [٣]
[١].ميزان الحكمة،ج ١٠،حديث ٢١٣٠٤.
[٢].كنز العمال،حديث ٧٢٧٩.
[٣].بحار الانوار،ج ٦٧،باب الورع،حديث ٣٥ به نقل از مصباح الشريعۀ امام صادق عليه السّلام،ص ٢٣.