شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٤٧ - عبوديت زيربناى مقامات معنوى
اَلْأَرْضِ إِلاّٰ آتِي الرَّحْمٰنِ عَبْداً [١]:«هيچ چيز در آسمانها و زمين نيست جز اينكه بندهوار، سوى خداى رحمن مىآيند.»
اين آمدن در آيه به معنى آمدن در قيامت نيست بلكه منظور اتيان تكوينى است كه بيانكنندۀ نسبت بين خدا و مخلوقات و وابستگى آنهاست.يعنى هرآنچه در آسمان و زمين است در دنيا و آخرت متوجه خدا هستند و مطيع و تسليم پروردگار و در حالت بندگىاند و همه موجودات عبد و مملوك خالق هستىاند. [٢]
امير المؤمنين على عليه السّلام مىفرمايد:«إلهى كفى بى عزّا أن أكون لك عبدا و كفى بى فخرا أن تكون لى ربّا» [٣]:(اى معبود من!اين سربلندى براى من بسكه بندۀ تو باشم و اين افتخار براى من كافى است كه پروردگارم تو باشى.)
امام سجاد عليه السّلام در اين فراز از دعاى ابو حمزه،عرض مىكند:«سيّدى عبدك ببابك اقامته الخصاصة بين يديك».
حضرت خدا را سرور و آقا مىداند و خود را بنده و مملوكى مىداند كه با دست خالى و نياز شديد كه به حضور لطف و رحمت خداوند رو آورده است.قرآن كريم:
يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرٰاءُ إِلَى اللّٰهِ وَ اللّٰهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ [٤]:«اى مردم!شما همگى نيازمند به خداييد و خداوند بىنياز و ستوده است.»
خداوند بىنياز مطلق و بندگان سرتاپا نياز و فقر مطلقاند و ناچارند از طريق اطاعت و بندگى به كمال برسند و فقر و نياز خود را برطرف كنند.
انسان ممكن الوجود است،لذا در اصل وجودش امكان وجودى و فقر ذاتى نهفته است كه همان نياز و وابستگى به علت اصلى خود مىباشد.
زيرنشين عَلَمت كائنات ما به تو قائم چو تو قائم به ذات
[١].مريم(١٩)٩٣/.
[٢].براى توضيح بيشتر رجوع كنيد به شرح دعاى افتتاح اثر آيت اللّه ايزدى،ص ٨٠ و ١٨٤.
[٣].بحار الانوار،ج ٧٤،ص ٤٠٢.
[٤].فاطر(٣٥)١٥/.