شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٤٣ - بخش سى و ششم فيض و عطاى هميشگى
است كه رو به ما دارد و مربوط به عالم ماده است و آن طرف حاشيه كه سرمنشأ جهان هستى است وجود واجب الوجودى است كه غنىّ بالذات است و فاعليت و فيض او بىنهايت است و به هركه هرچه قابليت دارد مىدهد.
امام حسن عليه السّلام از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل مىكند حضرت فرمودند:«المعروف بقدر المعرفة» [١]:(معروف(موهبت و عطا)به اندازۀ معرفت و شناخت افراد است.)
در دعاى شبهاى جمعه مىخوانيم:«يا دائم الفضل على البريّة يا باسط اليدين بالعطيّة يا صاحب المواهب السّنيّة...»:(اى خدايى كه احسانت بر بندگان دائمى است،اى باز كنندۀ دو دست به عطا و بخشش،اى صاحب بخششهاى پسنديده...)
دعاى ابو حمزه:
«و على الجاحدين بربوبيّتك فكيف سيّدى بمن سئلك و أيقن أنّ الخلق لك و الأمر إليك،
فيض خود را بر منكران ربوبيت نيز افاضه مىكنى پس چگونه خواهد بود فيض و احسانت نسبت به كسى كه از تو درخواست مىكند و باور دارد كه آفرينش و فرمان براى توست؟»
سعدى:
اى كريمى كه از خزانۀ غيب گبر و ترسا وظيفه خور دارى
دوستان را كجا كنى محروم تو كه با دشمنان چنين نظر دارى [٢]
شاعر:
دهندهاى كه به گُل نَكهَت [٣]و به گِل جان داد به هركه هرچه سزا ديد حكمتش آن داد
[١].منتهى الآمال،فضائل اخلاق امام حسين عليه السّلام.
[٢].ديباچه گلستان.
[٣].نكهت:بوى خوش.