شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٤٢ - بخش سى و ششم فيض و عطاى هميشگى
قرآن مىفرمايد: لَهُمْ مٰا يَشٰاؤُنَ فِيهٰا وَ لَدَيْنٰا مَزِيدٌ [١]:«براى اهل بهشت هرچه بخواهند هست و پيش ما مزيد بر آن است.»
حاجى سبزوارى مىگويد:
ألفيض منه دائم متّصل و المستفيض زائل و داثر [٢]
فيض از خدا پيوسته و دائمى است و اين گيرندۀ فيض است كه نابوده و هلاك شدنى است.
بلا تشبيه اگر فيض خداوند را به دريا تشبيه كنيم بر اثر تصورات ذهنى ماست و الا فيض خداوند مانند وجودش بىنهايت است از اين جهت قوّه و استعداد كمال كه به موجودات افاضه مىشود،نيز در حد خودشان بىنهايت است و اين قابليت بىنهايت،منشأ صدور بركات بيشتر از طرف پروردگار مىشود،هرچه قابليتها بيشتر باشد افاضۀ فيض بيشتر مىشود و به قول معروف عطا به قدر اشتهاء است.
«حدود چهل و پنج سال قبل در كلاس اخلاق امام خمينى در مدرسه فيضيّه از ايشان پرسيديم به گفتۀ قرآن فِيهٰا مٰا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ [٣]:«در بهشت هرچه جانها اشتهاى آن را داشته باشند وجود دارد.»پس فرق ما با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمۀ طاهرين عليهم السّلام چيست؟حضرت امام جواب دادند:«تفاوت افراد در مقدار اشتهاست.درست است ما هرچه بخواهيم و پيامبر و ائمه هرچه را بخواهند هست،اما آنها چه مىخواهند و ما چه مىخواهيم؟» [٤]
قبول ماده شرط است در افاضه فيض وگر نه بخل نباشد ز مبدأ فيّاض
مبدأ فيض بخل و امساك ندارد،معطّلى و محدوديت در اين طرف و از ناحيۀ قابل است در اين طرف استعداد بىنهايت است و اول مراتت هستى حاشيهاى
[١].ق(٥٨)٣٥/.
[٢].منظومۀ حكمت٣٢٢/.
[٣].زخرف(٤٣)٧١/.
[٤].نقل از شرح دعاى افتتاح،اثر آيت اللّه ايزدى(ره)،ص ٢٤١.