شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٢٢ - عالم مثال
صحراى محشر ندارد.مانند تير در غلاف و نمىتواند از اين سو به آن سو برود.)
«قرب»جمع قراب است به معنى نيام و غلاف نيزه و شمشير و قرب در روايت مذكور به قرينۀ«كنانة»به معنى جعبۀ ساخته شده از پوست يا چوب است براى پوشاندن و حفظ اشياء.
عبد اللّه بن مسعود مىگويد:نزد امير المؤمنين عليه السّلام نشسته بودم،فرمودند:«به حقيقت در روز قيامت هفتاد موقف است و هر موقفى(ايستگاهى)هزار سال است.
اول در موقفى كه مردم از قبرشان خارج مىشوند هزار سال عريان،پابرهنه،گرسنه و تشنه حبس مىشوند.پس هركس مؤمن به خدا و جنّت و نار باشد و تصديق به پيامبر و آنچه از طرف خدا آمده،داشته باشد از گرسنگى و تشنگى نجات مىيابد.» [١]
مرحوم سيد رضى در نهج البلاغه در مورد احوال انسانها در قيامت از امير المؤمنين عليه السّلام مطالب تكاندهندهاى را نقل مىكند.از جمله مىفرمايد:«و جعلهم فريقين»خداوند مردم را دو دسته مىكند،دستهاى را نعمت عطا مىكند(كه در دنيا خوبى و بندگى كردهاند)و از دستهاى(كه در دنيا نافرمانى كردند)انتقام مىكشد و پاداش اهل طاعت را در جوار رحمتش قرار داده،در بهشت جاودانى خود،جاى مىدهد.بهشتى كه داخلشوندگان در آن ديگر خارج نمىشوند و تغيير حال (سردى،گرمى،پيرى و...)براى ايشان پيش نمىآيد...«و أمّا أهل المعصية فأنزلهم شرّ دار،و غلّ الأيدى إلى الأعناق،و قرن النّواصى بالأقدام و ألبسهم سرابيل القطران و مقطّعات النّيران فى عذاب قد اشتدّ حرّه و باب قد أطبق على أهله...» [٢]:(اما كيفر اهل معصيت آن است كه آنان را در بدترين جايى(دوزخ)وارد سازد و دستها را به گردنهايشان ببندد.
و موهاى پيشانيشان را به قدمها بپيوندد و پيراهنهايى را از قطران(روغنى بسيار بد
[١].بحار الانوار،ج ٧،ص ١١١،ح ٤٢.
[٢].نهج البلاغه فيض الاسلام،خ ١٠٨؛بحار الانوار،ج ٧،ص ١١٤،روايت ٤٩.