شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٢٥ - حيا و شرم دختران حضرت شعيب عليه السّلام
اعطيت على معاصى الجليل الرّشا انا الّذى حين بشّرت بها خرجت اليها اسعى،
من اى پروردگارم كسى هستم كه در خلوت از تو شرم و حيا نكردم و آشكارا در حضور اجتماع مراقب بندگى تو نبودم،من صاحب مصيبتها و حوادث بزرگم،منم آن بندهاى كه بر آقاى خود جرئت و جسارت كرد،من همان كسى هستم كه خداى جبّار آسمان را نافرمانى كردم،من آن كسم كه بر معصيتهاى بزرگ رشوه داده،من آن كسىام كه وقتى مژدۀ پيشامد گناهى را به او دادند شتابان به سوى آن گناه رفتم.»
حيا و شرم دختران حضرت شعيب عليه السّلام
آنطورى كه از قرآن و روايات استفاده مىشود،حياء از آثار ايمان و كليد هر خيرى است.قرآن مجيد درباره حياء و شرم دختران حضرت شعيب پيامبر مىفرمايد: فَجٰاءَتْهُ إِحْدٰاهُمٰا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيٰاءٍ [١]:(پس يكى از دختران حضرت شعيب سراغ حضرت موسى عليه السّلام آمد درحالىكه با نهايت حياء،گام برمىداشت.)
چون حضرت موسى عليه السّلام به چاه آب در شهر مدين رسيد گروهى از مردم را ديد چهارپايان خود را سيراب مىكنند و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خود هستند و به چاه نزديك نمىشوند.موسى عليه السّلام به آن دو زن گفت كار شما چيست؟(چرا گوسفندان خود را آب نمىدهيد؟)گفتند:ما آنها را آب نمىدهيم تا چوپانها همگى خارج شوند و پدر ما پيرمرد كهنسالى است.موسى عليه السّلام براى گوسفندان آن دو آب كشيد سپس رو به سايه آورد و عرض كرد:
رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ [٢]:«پروردگارا!هر خير و نيكى بر من فرستى به آن نيازمندم.»پس يكى از آن دو زن به سوى موسى عليه السّلام آمد درحالىكه با نهايت
[١].قصص(٢٨)٢٥/
[٢].قصص(٢٨)٢٤/.